bookmark

معنی تاسه

تاسه

بر وزن كاسه به معنى اندوه و ملالت باشد و به معنى اضطراب و بى‌قرارى هم هست و تيره شدن روى را كه از غم و الم به هم رسيده باشد و فشارش و فشردن گلو به سبب سيرى يا ملال و اندوه ديگر و ميل به خوردنى و خواهش به چيزى را گويند و اين حالت بيشتر در زنان آبستن و مردان ترياكى را دست دهد و صداى نفس كشيدن و بر آوردن مردمان فربه و مرطوبى و پى در پى نفس زدن مردم و اسب و حيوان ديگر از كثرت گرما يا تلاش كردن و دويدن و به معنى بى‌قرارى هم هست.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص227)
sourceLink

بفتح سين مهمله در نسخۀ ميرزا تيرگى روى باشد كه از اندوه پديد آيد و در نسخۀ حسين وفائى افشردن گلو باشد از ملالت يا از سيرى. مثالش حكيم سوزنى گويد: بيت درين جهان كه سراى غمست و تاسه و تاب چو كاسه بر سر آبيم و تيره‌مان سر آب و بمعنى ميل نيز باشد بهر چيز از خوردنى و بيشتر اين حالات زنان آبستن را باشد .
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ص331)
sourceLink

فشردن گلو باشد از ملالت يا از سيرى .
(
صحاح الفرس
, ص269)
sourceLink

[اسم‏] [فارسی‏] اندوه و ملالت. و اضطراب و بى‌قرارى. و تيرگى روى از غم و الم. و فشار و فشردگى گلو بسبب سيرى و يا ملال و اندوه. و ميل و خواهش بخوردن چيزى نامناسب چنانكه در زنان آبستن پيدا مى‌شود و تاس و كيارا نيز گويند و بتركى و يار گويند. و آواز نفس كشيدن
(
فرهنگ نفیسی
, ج2 , ص777)
sourceLink

(اسم) اندوه. ملالت. تاسا. تالواسه. تلواسه. ¦¦اضطراب. بىقرارى. بىطاقتى. تلواسه. ¦¦فشرده شدن گلو به سبب سيرى يا ملال و اندوه ديگر. افشردن گلو باشد از ملالت يا سيرى. كرب. تالواسه. تلواسه. ¦¦تيره شدن روى از غم و الم. سياهى روى كه از اندوه پديد آيد. تفسه. كلفه. تيرگى روى از غم و الم. ¦¦ميل به خوردنى و خواهش به چيزى كه بيشتر زنان آبستن و مردان ترياكى را دست دهد. ميل و خواهش به خوردن چيزى نامناسب چنان كه در زنان آبستن پيدا مىشود. ¦¦اشتياق به شهر و كشور يا شخصى به هنگام غربت¦¦مرطوبى. ¦¦صداى نفس كشيدن و برآوردن مردمان فربه. آواز نفس كشيدن و نفس برآوردن مردمان فربه. ¦¦پى در پى نفس زدن مردم و اسب و حيوان ديگر از كثرت گرما يا تلاش كردن و دويدن. تاس. تاسا. تاسيدن.
(
لغت نامه دهخدا
, ص679)
sourceLink

سياهى روى.
(
فرهنگ قواس
, ص160)
sourceLink

تاسه في الاصطلاح

تاسه

افتيمون... و هرك صفراى بوذ او را نسازد. او را از كار ببرذ و تاسه آرذش. الابنيه (بهم 18، زل 16) بر وزن كاسه اندوه و ملالت (جهانگيرى - برهان - غياث، دهخدا). گورانى «تاسه» انتظار آميخته با بى‌قرارى (حاشيه برهان، دهخدا). علامت وى آنست كه تاسه و غمى اندر آن كس پديد آيد (ذخيره، دهخدا). تلواسه و اضطراب و بيقرارى (بهمنيار، 18).
(
‏فرهنگ داروها
, ص444)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.