برباره بر وزن هر كاره به معنى بربار است كه حجرهاى بالاى حجرۀ ديگر باشد و راهى را نيز گويند غير راه متعارف خانه كه از آنجا نيز آمد و شد كنند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص132) 
- [بفتح باء و راء دوم] حجرۀ بالاى حجرۀ ديگر باشد. برواره [بواو] نيز گويند. مثالش حكيم سنائى فرمايد: بيت هست بروارۀ او را ز مى از بام فلك همت شاه جهان ساكن بر بارۀ دوست 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص206) 
نيز بمعنى اول بربار است يعنى بالاخانه در جهانكيرى كويد بربار و برباره در فرهنكها مرقوم كشته كه نام صنفى از مردمان است و در عربى اسم ولايتى است بمغرب كه مردم آنجا سبز چردهاند همانا بربر را كفتهاند و آن ولايتى است معروف از افريقيّه و خوبان آنجا به ملاحت مثل و پلنكان آنجا بشجاعت مشهور انورى كفته شعر دشمنان را پايه دادن پيش من دانى كه چيست جمع كردن موش دشتى با پلنك بربرى اهالى ارپ مردمان وحشى صحرائى بىادب و تربيت را بربارى كويند 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص158) 
[اسم][فارسی]بربار و بالاخانه و حجرۀ بالاى حجره.و راهى غير از راه متعارف خانه كه از آنجا نيز آمدورفت كنند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص565) 
(اسم) ← بربار. ¦¦راهى غير راه متعارف خانه كه از آنجا نيز آمدوشد كنند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص385) 
حجرۀ بالا. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص122) 