bookmark

معنی شادورد

شادورد [ cādvard ]

بر وزن لاجورد به معنى طوق و هاله و خرمن ماه باشد و تخت پادشاهان را نيز گويند و به معنى مطلق فرش باشد از گليم و قالى و مانند آن و نام گنج هفتم است از جملۀ هشت گنج خسرو پرويز و نام پرده‌اى است از موسيقى.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص551)
sourceLink

بر وزن باد كرد هاله ماه باشد پيروز مشرقى كفته شعر يكى همچون پرن بر اوج خورشيد يكى چون شاتورد از دور مهتاب تبديل دال و تاء نيز با يكديكر شده چنانكه لطيفى كفته دل كشته از علامت خطت اميدوار چون برزكر كه او شود از شادورد شاد بمعنى فرش كه مى‌اندازند آمده فردوسى كفته جهاندار بر شاتوردى بزرك نشسته همه پيكرش ميش و كرك و نام كنج هفتم است از هشت كنج پرويز و نام پردۀ از موسيقى نيز هست
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص495)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]هاله و خرمن ماه و شابورد.و تخت پادشاه.و خوابگاه و بستر.و فرش مانند گليم و قالى.و نام گنج هفتم از هشت گنج خسرو پرويز. و نام نوائى از موسيقى.
(
فرهنگ نفیسی
, ج3 , ص1986)
sourceLink

خرمن ماه و آفتاب بود. شاعرى گفته است: يكى هم چون پرن در اوج خورشيد#يكى چون شابورد از گرد مهتاب. شادورد را اسدى گويد: چو تركى كه مه گرد او شادورد#چو ناوردگاه يلى در نبرد.
(
فرهنگ قواس
, ص22)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.