نبرد [ nabord ]جنگ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص1390) 
به فتح اول و ثانى و سكون را و دال بىنقطه به معنى كوشش و جنگ و جدال و رزم و كارزار باشد چه نبردگاه جنگگاه را گويند و مردم شجاع و دلير و دلاور را هم گفتهاند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص894) 
- رزم و جنگ باشد ميان دو آدمى و غيره [3]. مثالش شيخ سعدى گويد : شعر و گر زو تواناترى در نبرد نه مرديست با ناتوان زور كرد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1398) 
بفتح اوّل و ثانى بمعنى رزم و كارزار و بيكديكر پجيدن است و در اصل نورد بوده و نورويدن مصدر پجيدن است و با و واو بيكديكر تبديل ميابند چنانكه شيخ سعدى كفته صلح است ميان كفر و اسلام با ما تو هنوز در نبردى حكيم سوزنى كفته با لشكر هجر تو همهسال ز اميد وصال در نبردم و برده بمعنى نبرد كنند و جنكى و دلير آمده و همنبرد دو تن كه از اقران بكديكر باشند و با يكديكر نبرد كنند و امثال و شواهد اين لغت بسيار است چنانكه فرخى كفته شادمان روى سوى خيمه نهاد آن شه خوبروى نيكسير راست كفتى نبرده حيدر بود بازكشته بنصرت از خيبر امير مغرى كفته وصّى خاتم پيغمبران و شير خداى نبرده عرب و مرد خندق و صفيّن 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص704) 
[اسم][فارسی] جنك و جدال و پيكار و رزم و كارزار و ستيزگى و منازعه و مجادله.و دلاور و دلير و بهادر. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج5 , ص3666) 
كارزار بود.فردوسى گفت: فرامرز پيش پدر شد چو گرد#بپيروزى روزگار نبرد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص34) 
هم جنگ است.رودكى گويد : يكى[ضرب]گوپال وقت نبرد#در آرد سر همنبردان بگرد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص166) 
نبرد (اسم ، صفت) كارزار. جنگ. جدال. قتال. كوشش. رزم و جنگ كردن است ميان دو تن از آدمى و غيره. ناورد. آورد. به يكديگر پيچيدن. و در اصل نورد بوده، و نورديدن مصدر پيچيدن است و باء و واو به يكديگر تبديل مىيابد. محاربه و جدال مابين دو سپاه. مبدل نورد است. پيكار. ستيزگى. منازعه. مجادله. حرب. وغا. نزاع. پرخاش. فرخاش. هيجا. قتال. ¦¦جنگ ميان دو تن از آدمى و غيره. ¦¦جادو. افسون. سحر. ¦¦مسابقه. ¦¦ (ص) شجاع. دلير. دلاور. بهادر. به اين معنى نبرده و نبردى است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2960) 