كيبو به كسر اول و ضم باى ابجد بر وزن تيهو مرغى است بزرگ و آن را دينار هم مىگويند و بعضى گويند مرغكى است كوچك و رنگهاى مختلف دارد و آشيانى سازد كه گويى از ريسمان بافتهاند و از درخت آويزان كند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص768) 
- [بكسر كاف و سكون ياى حطى و ضم باى موحده] پرندهايست كه او را دينار گويند و در سامى گويد كيبو مرغى است كوچك و رنگهاى مختلف دارد و آشيانى بر درختها سازد كه گويى از ريسمان بافتهاند و در آن بچه كند [7]. (1)سنگپشت. لاكپشت باخه. سلحفاة. سولاخپا. (2)كنو، و برهان گويد بعضى گويند بيدانجير است كه عربان خروع خوانند. (3)در برهان معنى نان بزرگ روغنى (كلوج) هم دارد. (4)چه شد و كجا رفت و كجاست. مخفف كه او. و در برهان معنى كوى يعنى راه فراخ و بزرگ كه شاهراه باشد و راه كوچك و تنگ نيز دارد. (5)كلااو. كلاوه. (برهان). (6)غوره. حصرم (عربى). كنشتو. (7)تنوط (عربى) (از حاشيۀ برهان). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1121) 
(اسم) پرندهاى كوچك كه رنگهاى مختلف دارد و آشيانى مىسازد كه گويى از ريسمان بافتهاند و از درخت آويزان است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2378) 
[اسم][فارسی]مرغى بزرگ كه دينار نيز گويند.و مرغى كوچك و رنگارنگ كه آشيانى آويزان از درخت سازد كه گوئى از ريسمان بافته شده. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج4 , ص2871) 
دينار سر. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص61) 