bookmark

معنی بوب

بوب

فرش،و بساط كه انبوب نيز گويند،رودكى گويد: بيت شاه ديگر روز بزم آراست خوب تختها بنهاد و بر گسترد بوب
(
فرهنگ رشیدی
, ص352)
sourceLink

بر وزن خوب، فرش و بساط خانه را گويند و به اين معنى به جاى حرف اول ياى حطى هم آمده است.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص163)
sourceLink

بر وزن خوب بمعنى فرش و بساط خانه است كه آن را انبوب نيز كويند رودكى كفته شعر روز ديكر شاه بزم‌آراست خوب تختها بنهاد و بركسترد بوب و بلغت درى نيز بوب و كوب بمعنى حصير مى‌باشد
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص190)
sourceLink

- [بوزن خوب] بساط و فرش گرانمايه باشد كه خانه را بدان آرايند. مثالش استاد رودكى فرمايد: شعر شاه ديگر روز باغ آراست خوب تحفه‌ها بنهاد و برگسترد بوب
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ص119)
sourceLink

بساط و فرش باشد.رودكى گفت: بيت روز ديگر شاه باغ آراست خوب تختها بنهاد و گستردند[بوب]
(
صحاح الفرس
, ص35)
sourceLink

(اسم) فرش و بساط خانه. انبوب.
(
لغت نامه دهخدا
, ص473)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]يوب و فرش و بساط خانه. ¦¦
[اسم خاص‏][عربی‏]دهى در مصر و آن را بلقينة نيز گويند.
(
فرهنگ نفیسی
, ص655)
sourceLink

بساط و فرش[باشد .رودكى گويد. شاه ديگر روز باغ]آراست خوب#تختها آراست و برگسترد بوب
(
فرهنگ قواس
, ص151)
sourceLink

الأعلام

بوب

(با دو با). ديهى از خورۀ بنا در بخشهاى حوف در مصر است كه آن را «بلقينه» نيز گويند.
(
ترجمه معجم البلدان
, ص650)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.