شفترنگ بكسر شين و فتح تا و را و سكون نون،نوعى از شفتالو،چنانكه در لغت شليل بيايد،عسجدى گويد: مصراع از فلك پروين برون آمد چو سيمين شفترنگ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص936) 
به فتح اول و ثالث و رابع و سكون نون و كاف فارسى نام ميوهاى است سرخ و سفيد به زردى مايل و شبيه به شفتالو گويند درخت شفتالو و زردآلو را چون با هم پيوند كنند اين ميوه حاصل شود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص573) 
- [بكسر شين و سكون فاء و نون و فتح تا و راى مهمله] نوعى از شفتالو باشد گه آن را تالانك نيز گويند، بعضى نيمى سرخ و بعضى نيمى سفيد باشد و بعضى تمام سرخ يا تمام سفيد باشد. مثالش حكيم عسجدى گويد: بيت با سماع چنگ باش از چاشتگه تا آن زمان كز فلك پروين پديد آيد چو سيمين شفترنگ و آن را شلير نيز گويند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص869) 
ميوه باشد مانند شفتالوى تر ازو سرخ و سفيد بود.عسجدى گفت: بيت با سماع چنگ باش از چاشتگه تا آن زمان كز فلك پروين پديد آيد چو سيمين شفترنگ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص198) 
(اسم مرکب) ميوۀ سرخ و سپيد و زردى مايل مابين شفتالو و زردآلو. نوعى از شفتالو. شليل. تالانك. رنگينان. زليق. شلير. شبتهرنگ. تالانه. فِرْسَك زليق. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص1809) 
[اسم][فارسی]ميوۀ سرخ و سپيد بزردى مايل ما بين شفتالو و زردالو. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج3 , ص2054) 
شفتالو بود.عسجدى گفت: با سماع چنگ باش از چاشتگه تا آن زمانك #بر فلك پيدا شود پروين چو سيمين شفترنگ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص112) 
مثل شفتالو است،سرخ و سفيد باشد. عسجدى گويد: باسماع چنگ باش از صبحگه تا آن زمان #كز فلك پروين پديد آيد چو سيمين شفترنگ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص53) 