bookmark

معنای ترينه

ترينه

انواع سبزيها مانند ترۀ بادام و ترۀ تيزك و ترب و گندنا و امثال آن،و نوعى از قاتق كه مردم فقير در آش آرد،و جز آن ريخته خورند،و آن چنان باشد كه نان تنورى نيم پخته را ريزه سازند،و با ادويۀ حاره چون فلفل و قرنفل و زنجبيل و زيره و سياه دانه،و مانند آن كوفته،و سبزيها ريزه كرده،مثل شلغم و چغندر و كلم و پودنه و گندنا و پياز و سير در تغارى اندازند،و سركه و دوشاب در بالاى آن ريزند،و مشت زده خمير كنند،و در آفتاب نهند تا چهل روز بهمين دستور هر روز سركه و دوشاب بر ان ريخته برهم ز تند،و در آفتاب گذارند تا نيك بقوام آيد،و بعد از چهل روز قرصها ساخته خشك كنند،و وقت احتياج از ان قرصى در آب اندازند تا نرم شود،و قاتق آش سازند،ناصر خسرو گويد: بيت شكر چه نهى بخوان اندر ندارى بخان اندر مگر سركه و ترينه و سنايى گويد: بيت ترينه گر بخورد مرد سفله پيش از مرگ پس از وفات چه لذت ز بره و حلواش
(
فرهنگ رشیدی
, ص420)
sourceLink

بر وزن قرينه نوعى از قاتق باشد كه مردم نامراد و فقير در آشهاى آرد كنند و طريق ساختنش آنست كه نان تنور نيم پخته را ريزه ريزه كرده با فلفل و زنجبيل و زيره و سياه‌دانه نيم‌كوفته و سبزيهاى ريزه كرده مانند شلغم و چغندر و گندنا و پودينه و امثال آن مجموع را در تغارى كنند و سركه و دوشاب بر بالاى آن ريزند و مشت بسيارى بزنند تا خوب خمير شود و در آفتاب نهند و همچنين تا چهل روز به اين دستور هر روز سركه و دوشاب بر آن ريزند و بر هم زنند و در آفتاب نهند تا به قوام آيد و بعد از چهل روز قرصها از آن سازند و خشك كنند و در وقت احتياج قرصى از آن در آب گرم اندازند تا نرم شود قاتق آش كنند و اقسام سبزيها را نيز گويند و طعامى باشد كه آن را با گوشت و گندم و سركه بپزند و آن را به عربى عويشه خوانند با عين بى‌نقطه بر وزن هميشه.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص240)
sourceLink

- [بوزن قرينه] طعامى است در نسخۀ ميرزا . مثالش ناصر خسرو فرمايد: بيت شكر چه نهى بخوان بر چون ندارى بخانه در مگر سركه و ترينه و در فرهنگ بمعنى نوعى از قاتق باشد كه نان تنورى نيم پخته را خرد كنند و با ادويۀ حاره و بقول آميخته در ظرفى كنند و سركه و دوشاب بر آن ريخته در آفتاب گذارند و هر روز سركه و دوشاب بر آن ريزند تا چهل روز بعد از آن قرصها كنند و خشك كنند و بوقت حاجت قرصى از آن در آب اندازند تا نرم شود و در طعام ريزند و بمعنى انواع سبزيها نيز آورده و بيت مرقوم شاهد اين معنى آورده.
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ص334)
sourceLink

خورشى است كه مردم فقير ساخته بخورند و طريق ساختنش آنكه نان نيم‌پخته را ريزه‌ريزه كرده با ادويه حاره چون فلفل و قرنفل و زنجبيل و زيره و سياه‌دانه و مانند آن نيم‌كوفته و سبزيها از قبيل شلغم و چقندر و كلم و پودنه و كندنا و پياز و سير در تغارى انداخته سركه و دوشاب در روى او ريخته و مشت زده خمير كنند و در آفتاب نهند تا چهل روز و هرروزه سركه و دوشاب بر او ريخته بر هم زنند و در آفتاب نهند پس از قوام از آن قرصها سازند و خشك كنند و در وقت احتياج قرصى از آن در آب انداخته تا نرم شود و خورش آش و نان سازند حكيم ناصرخسرو كفته شعر شكر چه نهى بخوان اندر ندارى بخوان اندر مكر سركه ترينه و شواهد ديكر در ترخوانه و ترخينه كذشت و آن را بعربى عويشه خوانند با عين بر وزن هميشه
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص268)
sourceLink

[اسم‏] [فارسی‏] نوعى از قاتق كه مردم نامراد و درويش در آشها كنند. و اقسام سبزيها و نان خورشى كه بتازى عويشه گويند.
(
فرهنگ نفیسی
, ج2 , ص863)
sourceLink

(اسم) نوعى خوراك پرورده و خشك شده مخصوص فقيران كه از نان تنورى نيمپخته و سبزى و ادويه تهيه مىكردند. ¦¦ترخوانه. ترخينه.
(
لغت نامه دهخدا
, ص735)
sourceLink

كنجد آرد كرده.
(
فرهنگ قواس
, ص143)
sourceLink

ترينه وا

(اسم مرکب) ←ترينهبا.
(
لغت نامه دهخدا
, ص736)
sourceLink

ترينه با

(اسم مرکب) ترينهوا. آش ترينه. آشى كه در آن ترينه مىريزند. ← ترينه.
(
لغت نامه دهخدا
, ص735)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.