بالوايه به فتح ياى حطى پرستوك باشد و آن پرندهايست كه در سقف خانها آشيان كند و بعضى گويند پرندهايست كوچك و سياه و كوتاه پاچه كه شب و روز در پرواز مىباشد مگر در هنگام بچه كردن كه به سوراخى رود و اگر بر زمين افتد نتواند برخاست و آن را به عربى ابابيل گويند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص122) 
مرغكى است چون گنجشك سياه و سفيد باشد و كوتاه پاى(بود و)چون بر زمين نشيند دشوار تواند برخاست و بدين سبب بيشتر بر ديوار و درخت نشيند.عنصرى گفت: بيت آب و آتش بهم نياميزد بالوايه[بادوايه]ز خاد[خاك]بگريزد 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص264) 
[اسم][فارسی]پرستوك و يا ابابيل. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص523) 
(اسم) بالوانه. پرستو. ← بالوانه. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص348) 
مرغيست چند گنجشكى سياه و سپيد بر زمين نشيند و برنتواند خاستن كوتاهپاى بر درخت نشيند يا بر ديوار كه پايهاش پهن بود.عنصرى گفت: آب و آتش بهم نياميزد#بالوايه ز خاك بگريزد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص176) 
فراشتك را گويند.عنصرى گويد: آب و آتش بهم نياميزد#بالوايه ز خاد بگريزد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص61) 