اِسْتَمْرَی

فعل ماضی ثلاثی مزید باب استفعال
bookmark

معنای اِسْتَمْرَی

اسْتَمْرَى اللبنَ و نحوَهُ

استخرجه و استدرَّه
(
المنجد فی اللغة
, ص758)
sourceLink

شير و مانند آنرا بيرون آورد و روان ساخت.
(
فرهنگ ابجدی
, ص66)
sourceLink

اسْتَمْرى أخْلاف الناقَةِ

امْتَرَاهَا .
(
تاج العروس
, ج20 , ص185)
sourceLink

اِسْتَمْرَت الريحُ السحابَ

استدرَّتهُ يقال «ما زلتُ اعيشُ باحاليبِ درّكَ و اَسْتَمْرِي اخلافَ برِّك».
(
أقرب الموارد
, ج5 , ص199)
sourceLink

مداخل هم ریشه اِسْتَمْرَی

الميم و الراء و الحرف المعتل أصلانِ‌ صحيحان يدلُّ‌[أحدُهما] على مسحِ‌ شيءٍ و استِدرار،و الآخر على صلابةٍ‌ في شيء.(معجم مقاییس اللغة , ج5 , ص314)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.