تَهَوَّسَ آن مرد ديوانه يا سبك مغز شد ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
بر روى زمين نرم سنگين راه رفت. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص270) 
مشى ثقيلاً في ارضٍ ليّنة (عن اللسان). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج5 , ص659) 
مشى ثقيلاً في ارضٍ ليِّنةٍ ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
صار بهِ هَوَسٌ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص877) 
صار به هَوَس،احتدّ و تحمَّى،ثارت في رَأْسه الحميّة:«تهوّس الشَّابّ» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
إنْدَفَع بإعجاب و حَمَاسة:«تهوّس لفكرة»،«تهوّس لحِزْب» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1495) 
فريب خوردن،گول خوردن،اغفال شدن، اغوا شدن؛خود را از ياد بردن،از خود بيخود شدن،دلباخته شدن؛رؤيايى بودن،خيالباف بودن،دچار ماليخوليا شدن،وهمزده شدن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص792) 
هَوَّسَهُ فتَهَوَّسَ اَي: حملهُ على الهَوَس فحُمِل 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج5 , ص659) 
تَهَوَّسَ فلانٌ مشى ثقيلا فى أَرض ليِّنة. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص999) 