تَرَطَّبَ خيس شد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص223) 
ابتلَّ. و يقال:تَرَطَّبَ لسانى بذكرك. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ص351) 
ايتلَّ،و منه«ترطَّب لساني بذكرك» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص266) 
بَرَد قَليلاً: «تَرطَّب الجوّ» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
صَار مُبلَّلاً،ابْتلَّ: «تَرَطَّبتِ الأَرْضُ» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
يقال في المجاز:«تَرَطَّبَ لِساني بذِكْرِك» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص563) 
مرطوب شدن؛نمناك شدن؛آرام شدن، سرحال آمدن،نيروى دوباره يافتن؛تسكين يافتن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص239) 
و من المجاز: رَطُبَ لساني بذكرك و ترطّب ،وما زلتُ أُرطِّبه به و هو رطيب به. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص236) 
تَرَطَّبَ لِسَانى بِذِكْرِكَ بياد تو دهانم آب افتاد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص223) 
تَرَطَّبَ الثوبُ أو غيره ابتلّ و ندي 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( معجم الأفعال المتداولة معجم الأفعال المتداولة و مواطن استعمالها
, ص275) 
تَرَطَّبَ الشيءُ ابتلَّ و منهُ «تَرَطَّبَ لساني بذكرك». 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج2 , ص392) 