غو بالكسر،مخفف غيو كه مخفف غريو است،فردوسى گويد: غو ديده بشنيد دستان سام بفرمود بر چرمه كردن لگام 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص1018) 
به فتح اول و سكون ثانى صدا و آواز بسيار بلند را گويند مانند فريادى كه بهادران در روز جنگ كنند و صداى رعد و آواز كوس و نفير و كرنا و امثال آنها را نيز گفتهاند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص640) 
بر وزن نو بمعنى صدا و آواز بلند و نعره روز جنك چنانكه كفتهام چون از پى رزم بركشد غو رسم يل زابلى شود نو امير خسرو كفته غوكوس كارامش از دل ربود درافكند غلغل بچرخ كبود 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص534) 
بانگ تيز و فرياد سخت باشد . 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص295) 
[اسم][فارسی]بانگ تندر.و آواز كوس و نفير و كرنا.و هر صدا و آواز بسيار بلند مانند فريادى كه بهادران در روز جنگ كنند. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
[اسم][عربی]آزاد.و بآزادى و حريت. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج4 , ص2494) 
(اسم) نعره. بانگ. فرياد. صداى سخت بلند مانند فريادى كه پهلوانان در روز جنگ كنند. ¦¦صداى رعد و آواز كوس و دهل و بوق و كرناى و نفير و امثال آنها. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2069) 
غلبه را گويند.اسدى طوسى گويد: غو پيشرو خاست اندر زمان#كه آمد بره چار ببردمان 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص167) 