bookmark

معنی فرت

فرت

بالفتح،تار جامه ضد پود،و بالضم،گياهى است كه درد شكم را سود دارد.
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص1026)
sourceLink

به فتح اول و سكون ثانى و فوقانى تانه و تارهاى جامه باشد كه جولاهگان به جهت بافتن آراسته و مرتب ساخته باشند و به ضم اول گياهى است كه درد شكم را سود دارد و روشن كردن و صاف كردن دل را نيز گويند به رياضت و طاعت و آن را به عربى مجاهده خوانند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص651)
sourceLink

بفتح اوّل تارجامه ضدّ پود و بضم كياهى كه درد شكم را سود دارد
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص540)
sourceLink

- [بفتح فاء و سكون راء] تار جامه باشد. مثالش شمس فخرى گويد: بيت كسوت عمر ابو اسحق را هست از نسج ابد هم پود و فرت و در نسخۀ ميرزا بمعنى تار ضد پود آمده. و - بضم - گياهى باشد كه درد شكم را سود دارد.
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص950)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]تانه و تارهائى كه جولاهگان براى بافتن مرتب نموده و آراسته و مهيا مى‌كنند. ¦¦
[مصدر][عربی‏]فرت فلان فرتا و فروتا(از باب نصر):تباه كار گرديد فلان و زنا كرد. ¦¦
[مصدر][عربی‏]فرت فرتا(از باب سمع):سست خرد گشت پس از دانائى و دانشمندى.
(
فرهنگ نفیسی
, ج4 , ص2534)
sourceLink

(اسم) تانه. تارهاى جامه.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2100)
sourceLink

تار.
(
فرهنگ قواس
, ص183)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.