شبان (اسم) جِ شب. ←ه. م. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
(اسم) شبپره. خفاش. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
(اسم) نام درختى است خاردار. شبهان. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
(اسم) چوپان. چراننده و محافظتكنندۀ گوسفند. راعى. گلهبان. چُپان. كُرد. رميار. رمهيار. راميار. پادهبان. گوارهوان. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص1774) 
شبان [ cobān ]آن را گويند كه گلۀ گوسفند را نگاه دارد . 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص246) 
[اسم][فارسی]شبپره و خفاش.و و شب.و [جمع]شب. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
[اسم][فارسی]چوپان و راعى و چراننده و نگاهدارندۀ گوسپندان. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص2001) 
شپرك؛خربوزو و خربيواز نيز گويند:خاقانى گفته است: خروش و خوشه و خشخاش و خنبه و خمخم#خرو خروس و خراسان و خرس و خربيواز 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص61) 
بفتح شين،چوپان كه اكثر در شب گله را پاسبانى كند،و شبانه نيز گويند،و جمع شب نيز آمده. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص918) 
به ضم اول و ثانى به الف كشيده و به نون زده چوپان را گويند كه چراننده و محافظت كنندۀ گوسفند باشد و او را به عربى راعى خوانند و به اين معنى به فتح اول شهرت دارد و درست است و به فتح اول شبپره را گويند و آن را مرغ عيسى هم خوانند و جمع شب هم هست كه شبها باشد ليكن برخلاف قياس. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص558) 
- بمعنى چوپان باشد. و جمع شب نيز باشد مثال هر دو معنى شمس فخرى گويد: بيت ز بأس و پاس تو اندر كنام شير و پلنگ كند شبان بشبان از پى گله غوشاد غوشاد، جاى گاوان و گوسفندان باشد و خواهد آمد . 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص879) 
بفتح شين چوپان كه اكثر در شب كله را پاسبانى كند و شبانه نيز كويند و جمع شب نيز آمده است چنانكه كفته ع شبان تيره اميدم بصبح روى تو باشد سلمان ساوجى كفته شعر كرك از مهابت تو بره مانده ميش را بردارد از زمين و بدوش شبان دهد فقير مؤلّف كويد بآن معنى صاحب و حافظ است مانند باغبان و دربان و امثال آن و مكرّر ذكر شده كه در پارسى چون دو حرف كه يكى است بيواسطه و ثالث بيكديكر برسند براى سهولت كلام يكى را حذف كنند شبان در معنى شب بان بوده بضدّ روزبان كه عمله روز را كويند چون شب رمه كوسفندان را بچراى شب مىبرده و محافظة مىكرده او را شب بان كفته يكبا را حذف كرده شبان خواندند و چوبان نيز چوببان بوده كه الآن كله بان و چوبدار كويند آن را نيز مخفف كرده چوپان كفتند و بباى پارسى معروف شده 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص501) 
شبان پروريده (صفت مفعولی مرکب) پروردۀ چوپان. مرباى چوپان. پرورشيافته از چوپان. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص1774) 