bookmark

معنای تگرگ

تگرگ

به فتح اول و ثانى و سكون راى قرشت و كاف فارسى معروف است كه ژاله و يخچه باشد و به فتح راى قرشت بر وزن نغزك پايه و پى ديوار را گويند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص246)
sourceLink

- معروف و آن را سنگچه نيز گويند. مثالش شاعر گويد: بيت ژاله از نرگس فرو باريد و گل را آب داد وز تگرگ روح پرور مالش عناب داد
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ص311)
sourceLink

[اسم‏] [فارسی‏] ژاله و يخچه.
(
فرهنگ نفیسی
, ج2 , ص951)
sourceLink

(اسم) ژاله و يخچه. قطرات يخبستۀ باران كه بر اثر تغييرات ناگهانى هوا بر زمين فروريزد.
(
لغت نامه دهخدا
, ص772)
sourceLink

ژاله باشد. نظامى گويد: بدان سختى فرو بارد تگرگى#كزان گلبن نماند شاخ و برگى.
(
فرهنگ قواس
, ص20)
sourceLink

ضرب المثل تگرگ

مثل تگرگ

آب بسيار سرد.ريزش فراوان گلوله.مثال در مورد اول:آب اين چشمه مثل تگرگ است؛مثال در مورد دوم:در آن معركه هائل گلوله مثل تگرگ ميباريد.
(
فرهنگ عوام
, ص537)
sourceLink

به تيرها يا گلوله‌هاى تفنگ و مسلسل پى‌درپى و فراوان گويند.به آب بسيار سرد نيز گويند(مثل تگرگ سرد بود).
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص671)
sourceLink

تگرگ در اصطلاح

تگرگ

تگرگ: قطرات يخ بستۀ باران. در باب اطعمه و اشربه از آن سخن رفته است. خوردن تگرگ مكروه است. جهت نهى از آن در روايت، نقمت و عذاب بودن نزول آن به صريح آيۀ شريفۀ «... فَيُصِيبُ بِهِ مَنْ‌ يَشٰاءُ‌...» (1)بيان شده است.(2) (1) . نور/ 43 (2) . جواهر الكلام 509/36.
(
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت
, ج2 , ص611)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.