تگرگ به فتح اول و ثانى و سكون راى قرشت و كاف فارسى معروف است كه ژاله و يخچه باشد و به فتح راى قرشت بر وزن نغزك پايه و پى ديوار را گويند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص246) 
- معروف و آن را سنگچه نيز گويند. مثالش شاعر گويد: بيت ژاله از نرگس فرو باريد و گل را آب داد وز تگرگ روح پرور مالش عناب داد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص311) 
[اسم] [فارسی] ژاله و يخچه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص951) 
(اسم) ژاله و يخچه. قطرات يخبستۀ باران كه بر اثر تغييرات ناگهانى هوا بر زمين فروريزد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص772) 
ژاله باشد. نظامى گويد: بدان سختى فرو بارد تگرگى#كزان گلبن نماند شاخ و برگى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص20) 