bookmark

معنای پنجك

پنجك

به ضم اول بر وزن اردك گلوله پنبۀ حلاجى كرده باشد و به فتح اول گياهى است و آن پنج شاخ مى‌باشد و مانند عشقه بر درخت مى‌پيچد.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص210)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]گلولۀ پنبۀ حلاجى‌شده.
(
فرهنگ نفیسی
, ص745)
sourceLink

(اسم) گلولۀ پنبۀ حلاجىكرده. گلولۀ ندافى كرده براى رشتن.
(
لغت نامه دهخدا
, ص609)
sourceLink

بهندوى گاله را گويند و پارسى پاغنده است:بوشعيب گويد: جهانى شده فرتوت چوپاغنده سروريش #كنون گشت سيه موى و عروسى شده جمّاش
(
فرهنگ قواس
, ص182)
sourceLink

پنجك و پنجش و پندش و پنده و پند

هر پنج لغت بالضم،گلولۀ ندافى كرده براى رشتن،كه پاغنده،و گاله،نيز گويند.
(
فرهنگ رشیدی
, ص350)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.