bookmark

معنی برنگ

برنگ

بفتحتين،دراى كه جرس گويند،و بضمتين،ذخيره،و ولايتيست كه قطب جنوبى آنجا مينمايد،و بكسرتين تخميست دوائى،كه برنگ كابلى گويند.
(
فرهنگ رشیدی
, ص276)
sourceLink

به فتح اول و ثانى بر وزن خدنگ به معنى جرس و دراى و غلق در خانه باشد و كليد را نيز گويند كه عربان مفتاح خوانند و به اين معنى با زاى نقطه‌دار هم آمده است و به ضم اول و ثانى به معنى اندوخته و ذخيره و پس‌انداز باشد و نام ولايتى است كه قطب جنوبى آنجا ديده مى‌شود و به كسر اول و ثانى برنج كابلى را گويند و آن تخمى است دوائى كه بيشتر از كابل آورند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص141)
sourceLink

[صفت‏][فارسی‏]داراى رنگ و لون. ¦¦
[اسم‏][فارسی‏]جرس و دراى و زنگ و كليد و دربند و حصه‌اى از ذخيره.
(
فرهنگ نفیسی
, ص586)
sourceLink

(اسم) جرس. دراى. ¦¦غلق در خانه. ¦¦كليد. مفتاح. دربند.
(
لغت نامه دهخدا
, ص415)
sourceLink

جرس باشد.عطار گويد: بانگ دراى اشتر راهت شنيده‌ام#هستم هنوز آرزوى بانگ آن دراى اسدى طوسى گويد: ز كوس و زبانگ دراى خروش#ز شيپور و ز نالۀ ناى جوش
(
فرهنگ قواس
, ص175)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.