bookmark

معنی پوزه

پوزه

بر وزن روزه پيرامون و گرداگرد دهان را گويند به معنى تنه درخت هم آمده است.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص213)
sourceLink

بهمان معنى پوز است كه مذكور شد
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص239)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]پوز.و تنۀ درخت.
(
فرهنگ نفیسی
, ص749)
sourceLink

(اسم) پيرامون و گرداگرد دهان. پوز. بتفوز. مجموع دهان و فكين حيوان. فوز. زفر. بدفوز. فش. فرنج. فوزه. ¦¦دهان‌بند. ¦¦تنۀ درخت. پوز. پوژه. ساق درخت. تنه: پوزۀ درخت. ¦¦ساق پاى انسان. پوژه.
(
لغت نامه دهخدا
, ص615)
sourceLink

تنۀ درخت.
(
فرهنگ قواس
, ص47)
sourceLink

ضرب المثل پوزه

پوزه كسى را به خاك ماليدن

همانند دماغ كسى را به خاك ماليدن. او را سخت تنبيه كردن.
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص209)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.