كبد [اسم][فارسی]لاغر.و لحيم زرگرى و مسگرى.و سريشم.و شتاب و تعجيل. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
[مصدر][عربی]كبده كبدا(از باب نصر و ضرب):زد بر جگر او. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج4 , ص2754) 
(اسم) لحيم زرگرى و مسگرى. مادهاى كه مس و طلا و نقره و امثال آن را بدان پيوند كنند. ¦¦سريشم. مادهاى كه درودگران استخوان و چوب را با آن به هم بچسبانند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2236) 
الكَبِدُ به فتح اول و سكون ثانى و دال ابجد به معنى فربه باشد كه در مقابل لاغر است و لحيم زرگرى و مسگرى را نيز گويند و آن چيزى باشد كه مس و طلا و نقره و امثال آن را بدان پيوند كنند و به معنى سريشم هم آمده است و آن چيزى است كه درودگران استخوان و چوب را با آن به هم بچسبانند و به معنى شتاب و تعجيل هم آمده است و در عربى به كسر ثانى به معنى جگر باشد و ميانه هر چيز را نيز گويند خصوصا قبضه كمان و ميان آسمان را. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص707) 
لحيم باشد كه بدان چيزى پيوندند بر هم بيكديگر .دقيقى گفت: بيت از آنكه مدح تو گويم درست گويم و راست مرا بكار نيايد سريشم و نه كبد 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص82) 
- [بفتح كاف و سكون باى تازى] لحيم باشد گه زرگران و صفاران بدان چيزها را بهم پيوندند اما شمس فخرى بمعنى سريشم آورده و گفته [4]: بيت ايا پادشاهى كه بر نام تو توان برگرفت از سر آب زبد چو طومار صيت تو ملصق كنند دهد از لزاق قمر چرخ كبد 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1035) 
لحام باشد.دقيقى گفت: از آنك مدح تو گويم درست گويم و راست #مرا بكار نبايد سريشم و كبدا. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص32) 
لحام است كه بدان كفشير كشند رودكى گويد: من آنچه مدح تو گويم درست باشد و راست#مرا بكار نيايد سريشم و كبدا 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص192) 