bookmark

معنی غلبه

غلبه

بالضم،همان عكۀ مرقوم،كه بشيرازى قالنجه و كلاغ پيسه گويند،و شمس فخرى گويد،مرغيست مانند عكه،و در فرهنگ بباى فارسى آورده،منجيك گويد: بيت سه حاكمك اند اينجا چون غلبه همه دزد ميخواره و زن باره و ملعون و خسيس‌اند
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص1008)
sourceLink

به ضم اول بر وزن كلبه پرنده‌ايست سياه و سفيد و آن را عكه و كلاغ پشه هم مى‌گويند و به اين معنى با باى فارسى هم به نظر آمده است و بعضى گويند پرنده‌ايست كه آن را سبزك هم مى‌گويند و هر سوراخ را نيز گويند عموما و سوراخى كه از آنجا آب به باغ آيد خصوصا.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص636)
sourceLink

بالضّم همان كلاغ پسيه و در فرهنك بباى فارسى آورده حكيم منجيك ترمدى كفته سه حاكم كند اينجا چون غلبه همى ازد مى‌خواره و زن باره و ملعون و خسيس‌اند
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص532)
sourceLink

- [بوزن كلبه] عقعق باشد كه بشيرازى قالنجه گويند يعنى كلاغ پيسه و شمس فخرى گويد كه آن مثل كلاغ پيسه باشد و گفته: بيت گر آيد در ظلال دولت تو هماى آسا شود مسعود غلبه (1)در برهان معنى خشم و غضب و قهر (غرواش) نيز دارد. (2)در برهان غروبه نيز اين معنى دارد و غرنبه را بمعنى چوبدستى نيز آورده است. و در فرهنگ - بباى فارسى [1] - آورده [2] و استاد منجيك نيز گويد: بيت سه حاكمند اينجا چون غلبه همه دزد مى‌خواره و زن‌باره و ملعون و خسيسند
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص941)
sourceLink

«كچله»بود كه بتازى«عقعق»گويند.
(
صحاح الفرس
, ص283)
sourceLink

(اسم) پرندهاى است سياه و سفيد. كلاغ پيسه. زاغچه. زاغى.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2060)
sourceLink

سبزك.منجيك گفته است: سه حاكمند اينجاى چون غلبه همه دزد #ميخواره و زن‌باره و ملعون خسيسند
(
فرهنگ قواس
, ص62)
sourceLink

غلبه ( qolbe )و غلپه

[اسم‏][فارسی‏] پرندۀ سياه و سپيد كه عكه و كلاغ بيسه نيز گويند.
(
فرهنگ نفیسی
, ج4 , ص2481)
sourceLink

غلبه في الاصطلاح

غلبه

جمع شدن خون در رگ‌هاى يك عضو. فشار خون.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2060)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.