سپيده دم به فتح دال ابجد و سكون ميم سحرگاه و دم صبح صادق باشد و به ضم دال ابجد سرخ مرو را گويند و آن گياهى است شبيه به بستانافروز و ساقش سفيد مىباشد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص492) 
- سحرگاه. و بضم دال دوم رويندهايست كه سرخ مرزش گويند در نسخۀ ميرزا. مثالش بمعنى اول شمس طبسى گويد: [بيت] سپيده دم كه شهنشاه لاجورد سرير سوار گشت برين سبز خنگ باد مسير 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص777) 
كاه طلوع صبح صادق و دميدن سپيده در اشعار شعرا بسيارست 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص458) 
[اسم][فارسی] سحرگاه و صبح. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
[اسم][فارسی] گياهى مانند بستان افروز كه سپيد دم نيز گويند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص1843) 
(اسم مرکب) گياهى شبيه به بستانافروز كه ساقش سفيد است. ¦¦سحرگاه. دم صبح صادق. هنگام طلوع صبح صادق و دميدن سپيده. فلق. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص1650) 
صبح كاذب را گويند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص15) 
سرخ مرد 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص48) 