bookmark

معنی بلك

بلك

- [بكسر باء و فتح لام] در نسخۀ ميرزا جامۀ نو باشد. و در شرفنامه چيزى باشد نو كه خوش آيد ديدنش و نوباوه نيز گويند و بتازيش طرفه خوانند مثالش سلمان ساوجى گويد: بيت خاك و خاشاك سرايت مى‌فرستد هر صباح گلشن فردوس را فراش بر رسم بلك و در فرهنگ بمعنى ارمغان آورده و بهمين بيت مرقوم متمسك شده و [بضم باء و لام] بمعنى چشم بزرگ بر آمده باشد، چنانكه بدر الدين جاجرمى گويد : شعر پى نظارۀ بزمت كه باغ فردوس است بلك شده همه را ديده چون سر انگور
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ص161)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]تحفه و ارمغان و سوغاتى كه دوستان براى هم فرستند.و ميوۀ تازه.و نوباوه.و جامۀ نو.و هر چيز تازه و نوبر آمده كه طبع از ديدنش محظوظ گردد.و هر چيز طرفه.و گنجشك طرفه.
(
فرهنگ نفیسی
, ص639)
sourceLink

(اسم) تحفه و ارمغان و سوغاتى كه دوستان براى دوستان فرستند. چيز عجيب و غريب. ¦¦ميوۀ تازه. نوباوه. ¦¦هر چيز تازه و نوبرآمده، كه طبع از ديدنش محظوظ گردد. طرفه. هرچيز كه ديدنش خوش آيد.
(
لغت نامه دهخدا
, ص456)
sourceLink

تاجى باشد كه از گلها بافند.كسائى گويد: همچو يكى تاج ويلك ملوك#باد يكى كوفته اهسياست [كذا]
(
فرهنگ قواس
, ص149)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.