bookmark

معنای بزغ

بزغ

(اسم) گَوى باشد كه آب در آن جمع شود. ¦¦رنگ آب.
(
لغت نامه دهخدا
, ص426)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]گوى كه در آن آب جمع شود.و آب راكد و مرداب.و هر سبزى روئيده شدۀ در ميان آبهائى كه وزغ در آنها زندگانى مى‌كند. ¦¦
[مصدر][عربی‏]بزغت الشمس بزغا و بزوغا(از باب نصر)برآمد آفتاب و بزغ ناب البعير:برآمد دندان نيش شتر و بزغ الحاجم و البيطار بزغا و بزغة(از باب نصر و فتح):نشتر زد حجامت‌گر و بيطار و خون روان كرد.
(
فرهنگ نفیسی
, ص594)
sourceLink

بزغ

رنگ آب
(
فرهنگ قواس
, ص24)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.