bookmark

معنی بختور

بختور [ boxtur ]

به ضم اول بر وزن مزدور به معنى بختو باشد كه رعد است و شير غرنده را نيز گويند و به فتح اول هم آمده است و به فتح اول و رابع به معنى صاحب بخت باشد و به اين معنى بر وزن فغفور نيز درست است.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص128)
sourceLink

- در فرهنگ [بضم باو تا] بمعنى رعد باشد. مثالش شاعر گويد: (2)ژغار، نمره و فرياد و بانك سهناك . بيت عاجز شود ز اشك دو چشم و غر يومن ابر بهار گاهى و بختور در مطير
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ص138)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏] رعد.و شير درنده.
(
فرهنگ نفیسی
, ص541)
sourceLink

تندر و تندور غرنده را گويند. رودكى گفته است: عاجز شود ز اشك دو چشم و غريو من#ابر بهار گاهى و بختور در مطير . تندور را طيان گفته است : خورد سيلى زند بسيار طنبور#دهد تيزى ببازى همچو تندور.
(
فرهنگ قواس
, ص20)
sourceLink

بختور

(اسم) بختو. رعد. غرنده مثل ابر.
(
لغت نامه دهخدا
, ص365)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.