هسر بفتحتين،يخ و هسير باضافۀ يا نيز آمده،ليكن اصح مسر بميم است، چنانكه گذشت. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص1489) 
به فتح اول و ثانى و سكون راى قرشت يخ را گويند و آن آبى است كه در زمستان مانند شيشه بندد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص953) 
- [بفتحها و سين مهمله] يخ باشد [2]. مثالش شاعر گويد: بيت پيش من يكره شعر تو يكى دوست بخواند زان زمان باز هنوز اين دل من پر هسرست 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1519) 
بفتحتين بمعنى يخ و آن آبى است منجمد و معروف كه چون سنك و شيشه از سر ما بسته شود و آن را بعربى جمد بفتح خوانند زيرا كه حكم جماد دارد و جامد افسرده را كويند حتّى زر و سيم چنانكه شمس فخرى كفته امروز از خجالت دوشينه بنده را جانى است پر ز آتش و طبعى است پر هسر ديكرى كفته پيش من بارى آن شعر يكى دوست بخواند زانزمان باز هنوز اين دل من پرهسر است و رشيدى كفته باضافه يا نيز آمده و ليكن اصح با ميم است يعنى مسر و در حرف ميم كذشت 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص749) 
(اسم) هسير. يخ كه در زمستان مانند شيشه ببندد. يخ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص3165) 
[اسم][فارسی]يخ و آب فسرده. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج5 , ص3941) 
يخ باشد.لبيبى گويد: پيش من يكبار از شعر يكى دوست بخواند#زان زمان باز هنوز اين دل من پرهسر است 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص23) 