كاريز آب روان زير زمين. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص1076) 
با ثالث به تحتانى مجهول كشيده و به زاى نقطهدار جوى آبى را گويند كه در زيرزمين بكنند تا آب از آن روان شود. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص698) 
- بمعنى راه آب روان باشد در زير زمين. مثالش حكيم كسايى گويد: شعر سزد كه دو رخ كاريز آب ديده كنى كه ريز ريز بخواهند ريختن كاريز 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1060) 
آب روان باشد زير زمين كه بجايها برند. (كسائى گفت:[بيت] سزد كه دوزخ كاريز آب ديده كنى كه ريز ريز بخواهدت ريختن كاريز) 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص129) 
راه آب روان بزيرزمين كه بعربى قنات كويند در اصل كاه ريز بوده كه براى امتحان جريان آب كاه مىريختهاند تا معلوم شود 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص561) 
(اسم) آب كه در زير زمين از چاه به چاه برند. قنات. جوى آبى را گويند كه در زير زمين بكنند تا آب از آن روان شود. ¦¦خزان. برگريزان. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2217) 
[اسم][فارسی]جوئى كه در زير زمين كنند تا آب از آن روان گردد و قنات. و جوئى كه در كنار كشتزار جهة بردن آب كنند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج4 , ص2741) 
جوى سرپوشيده كه بر راه سمچ كاوند.سوزنى گويد: سزد كه دوزخ كاريز آب ديده كنى #كه ريزريز بخواهدت ريختن كاريز. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص25) 