هراش بالفتح،قى و استفراغ،شهيد گويد: بيت ز چه توبه نكند خواجه كه هر جا كه رود قدحى مى نخورده كند زود هراش 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص1483) 
به فتح اول و سكون آخر كه شين نقطهدار است به معنى قى و استفراغ و شكوفه باشد و به تازى بر هم انداختن سگها باشد از براى جنگ كردن و به معنى اول به زيادتى را هم به نظر آمده است در ما قبل حرف آخر به اين صورت هرارش. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص948) 
بفتح اول بر وزن تراش بمعنى قى و استفراغ شهيد كفته ز چه توبه نكند خواجه بهرجا برود قدحى مى نبخورده كندى زود هراش 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص745) 
- [بوزن خرا ش] قى باشد [2]. مثالش شمس فخرى فرمايد: بيت هزار سال بمانى كه از ايادى تو فتاده است ز بس امتلا بر آز هراش 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1525) 
[فارسی][حاصل مصدر] هراشيدن.[اسم]قى و استفراغ و شكوفه. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج5 , ص3927) 
(اسم) قى. استفراغ. شكوفه. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص3159) 
قى باشد.شهيد گويد : ارچه توبه نكند خواجه كه هر جا كه بود#قدحى مى بخورد راست كند زود هراش 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص161) 