ستيم به كسر اول و ثانى و سكون تحتانى مجهول و ميم خون و چرك و ريمى باشد كه در جراحت جمع شود و تا نشتر نزنند بر نيايد و جراحت سرما خورده و آماس كرده را نيز گويند و آن را كزك خوانند و بعضى خون فاسدى را گفتهاند كه در عضوى به هم رسد كه اگر دفع نكنند چرك و ريم گردد و آن عضو را مجروح سازد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص496) 
- [بفتح سين و كسر تاى فرشت] جراحتى باشد كه سر او بهم آمده و خون در آن ريم شده باشد و آن را استيم بزيادۀ همزه نيز گويند و حسين وفائى بمعنى خونى آورده كه در جراحت ريم شود. مثالش شاه ناصر - خسرو فرمايد مؤيد اين معنى: نظم از دروغ تست در جانت دريغ وز ستمكاريست ريشت پرستيم و در نسخۀ ابو حفص سغدى نيز به اين معنى آمده چنانكه استاد رودكى گويد: بيت گفت فردا نشتر آرم پيش تو خود بياهنجم ستيم از ريش تو و در نسخۀ ميرزا بمعنى جراحتى باشد كه از سرما آماس كند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص774) 
بكسر اول و ثانى خون و چرك و ريمى كه در جراحت جمع شود و تا نشتر نزنند و بيرون نكنند التيام نيابد ناصرخسرو كفته از دروغ تست جانم در ازيغ از جفاى تست ريشم پرستيم و بمعنى جراحتى كه از سرما زده شده باشد و آن را كرك خوانند و اكنون در ميان عوام مشهور شده كه زخم سرما خورده را سيم كشيده كويند همانا اصل آن ستيم بوده سوزنى كفته به لفظ خويش كند زمهرير را تشبيه جراحت دلشان را زند بلفظ ستيم 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص462) 
خونى را گويند كه در جراحت باشد و چون سر جراحت بهم آيد ريم شود.رودكى گفت: بيت گفت فردا نشتر آرم پيش تو خود بياهنجم ستيم از ريش تو 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص222) 
(اسم) خون و چرك و ريمى كه در جراحت جمع شود. ¦¦جراحت سرما خورده و ورمكرده. گزك. ¦¦سرمايى كه بر جراحت زند و ورم كند. ¦¦خون فاسدى كه در عضوى جمع شود كه اگر دفع نكنند تبديل به چرك و ريم مىگردد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص1656) 
[اسم][فارسی]خون مخلوط با آب و خونابه.و چرك و ريم جمع شدۀ در دمبل و جراحت و ريش.و زخم سرماخوردۀ آماس كرده.و خون فاسد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص1849) 
آن آب بود كه در ريش و جراحت بود.اوّل خون بود بعد ريم گردد،ستيم خوانندش.رودكى گفت: گفت فردا نشتر آرم پيش تو #خود بياهنجم ستيم از ريش تو. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص140) 
سرما كه بر ريش زند و يا ماسد 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص164) 