bookmark

معنی فرشته

فرشته

به كسر اول و ثانى و سكون ثالث و فتح فوقانى معروف است و به عربى ملك خوانند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص655)
sourceLink

- ملك باشد. عبد الله بن محمد گويد: [بيت] فرشته‌ايست بر اين بام لاجورداندود كه پيش آرزوى عاشقان كشد ديوار و فريشته - باضافه ياء - نيز گويد چنانكه سوزنى گويد: [بيت] اندر ميان آدميان چون فرشته ايست وز زمرۀ فريشتگان همچو آدم است
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص994)
sourceLink

همان است كه در فرسته مرقوم شد و كفته‌اند شعر آدميزاده طرفه معجونى است از فرشته سرشته و ز حيوان كر كند ميل اين شود كم از اين ور كند ميل آن شود به از آن مطلق ملائكه و عقول و نفوس را فريشته كويند
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص544)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]مخلوقى روحانى كه بتازى ملك( malak )گويند.
(
فرهنگ نفیسی
, ج4 , ص2542)
sourceLink

رسول باشد.دقيقى گويد: اى خسروى كه نزد همه خسروان دهر#بد نام نامۀ تو نوى و فرشته بد اسدى طوسى هم گفته است: فرشته بدو هرچه ديد و شنيد#بگفت و نمود آنچه بروى رسيد. ديگر همو گفته است: فرشته كسى ساز و آتش پذير#نهان بين و پاسخ ده و ياد گير.
(
فرهنگ قواس
, ص8)
sourceLink

فرشته

(اسم) فريشته.هر يك از مخلوقات روحانى و آسمانى. مَلَك.موجودات روحانى كه به پرستش پروردگار و اجراى اوامر او مشغولند. || مجازاً، هر شخص داراى اخلاق يا رفتار بسيار نيك و پسنديده.|| (اصطلاح ورزش) نوعى شيرجه رفتن در آب. -فرشتۀ نجات؛ مجازاً، آن كه باعث رهايى كسى از غم و اندوه يا رنج و گرفتارى شود.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2105)
sourceLink

ضرب المثل فرشته

آدميزاده طرفه معجونى است - از فرشته سرشته وز حيوان - گر رود سوى اين شود به از اين - ور شود سوى آن شود كم از آن

نظير: در تو هم ديويست و هم ملكى هم زمينى بقدر و هم فلكى ترك ديوى كنى ملك باشى ز شرف برتر از فلك باشى . سنائى.
(
امثال و حکم
, ص28)
sourceLink

فرشته‌اى كه وكيل است بر خزاين باد چه غم خورد كه بميرد چراغ پيره‌زنى

(سعدى)
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص559)
sourceLink

دلا معاش چنان كن كه گر بلغزد پاى فرشته‌ات به دو دست دعا نگهدارد

(حافظ)
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص391)
sourceLink

تمامى مردم به مرگ اندر است - كجا با فرشته چو شد همبر است

اسدى.
(
امثال و حکم
, ص550)
sourceLink

تن به دانش سرشته بايد كرد - دل به دانش فرشته بايد كرد

اوحدى. رجوع به: آنكس كه داناتر است...، شود.
(
امثال و حکم
, ص551)
sourceLink

گر نشنيد فرشته‌اى با ديو وحشت آموزد و خيانت و ريو

(سعدى)
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص629)
sourceLink

آن را كه نه همسر نه خور و خواب فرشته است

(و آدم همه محتاج خور و همسر و خواب است.) قاآنى. نظير: آدمى از چهار چيز ناگزير بود: اول نانى دويم خلقانى سيم ويرانى چهارم جانانى. قابوسنامه.
(
امثال و حکم
, ص56)
sourceLink

ديو چو بيرون رود فرشته درآيد

(منظر دل نيست جاى صحبت اغيار...)اين شعر از حضرت خواجه است و در جاى ديگر بصورت ديگر فرمايد:بفكر تفرقه باز آى تا شوى مجموع،بحكم آنكه چو شد اهرمن سروش آمد.
(
فرهنگ عوام
, ص301)
sourceLink

(منظر دل نيست جاى صحبت اضداد ...)حافظ
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص415)
sourceLink

نيايد كار شيطان از فرشته

مردم شرافتمند هرگز مرتكب اعمالى نمى‌شوند كه از مردم شرير و بدنهاد سر ميزند،يا نمى‌توانند مرتكب عملى شوند كه از دست اشرار ساخته است.
(
فرهنگ عوام
, ص622)
sourceLink

(فرشته است اين به صد پاكى سرشته...)جامى
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص755)
sourceLink

شتابست ديو و فرشته درنگ

(خوى كبك صلح و خوى باز جنگ...)اديب نيشابورى
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص505)
sourceLink

با ديو فرشته نيست همبر

ناصر خسرو.
(
امثال و حکم
, ص357)
sourceLink

فرشته في الاصطلاح

فرشته

مَلَكٌ‌، مَلاكٌ‌.
(
فرهنگ اصطلاحات روز
, ص92)
sourceLink

فرشته: آفريده‌اى لطيف و آسمانى. فرشته موجودى است لطيف و آسمانى و از مأموران الهى و واسطۀ رساندن فيض به بندگان. فرشته رابط ميان مشيّت خداى تعالىٰ و خلق مى‌باشد كه به بندگان فيض مى‌رساند. قرآن كريم عملكرد اين مأموران الهى را چنين ترسيم كرده است: «لاٰ يَعْصُونَ اَللّٰهَ مٰا أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ مٰا يُؤْمَرُونَ‌؛ 26 (1)خدا را در آنچه بدان امر شده‌اند، نافرمانى نمى‌كنند و بدان عمل مى‌كنند». از احكام مرتبط با آن در بابهاى طهارت، جهاد و تجارت سخن گفته‌اند. فرشتگان در شرع مقدس محترم شمرده شده‌اند و احترام آنان واجب است و استخفاف و تحقير و اهانت آنان حرام است ( ← احترام). به تصريح برخى، دشنام دهنده به فرشتگان مستحق قتل است.(2)البته در اينكه استحقاق قتل به دليل تحقق ارتداد است ( ← ارتداد) يا حكمى است مستقل، محل بحث است. بنابر تحقق ارتداد، دشنام دهنده نجس خواهد بود.(3) تسخير و به خدمت گرفتن فرشتگان حرام است. البته در اينكه حرمت تسخير فرشتگان از اين رو است كه مصداق سحر مى‌باشد ( ← سحر)، يا از آن جهت كه اضرار و ظلم است و يا از آن رو كه مقدمات آن حرام مى‌باشد، مسئله اختلافى است(4)( ← تسخير). آيا مس نام فرشتگان، مانند جبرئيل و ميكائيل بدون طهارت (وضو يا غسل) حرام است يا نه‌؟ برخى احتياط را در اجتناب مس آن بدون طهارت دانسته‌اند.(5) آيا نقاشى فرشتگان حرام است يا نه‌؟ مسئله محل اختلاف مى‌باشد.(6) (1). تحريم/ 6 * (2). مسالك الافهام 75/3؛ جواهر الكلام 345/21 * (3). جواهر الكلام 55/6-56 * (4). كتاب المكاسب 259/1-260 و 273؛ مصباح الفقاهة 296/1-297 * (5). تحرير الوسيلة 32/1؛ هداية العباد (گلپايگانى) 33/1-34 * (6). جواهر الكلام 43/22؛ التعليقة على المكاسب (لارى) 1 / 97؛ حاشية المكاسب (يزدى) / 18؛ المكاسب المحرمة (امام خمينى) 276/1-277؛ انوار الفقاهة (التجارة) / 170.
(
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت
, ج5 , ص683)
sourceLink

ر - ك: ملائكه
(
شرح اصطلاحات تصوف
, ج8 , ص304)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.