كيرخ با اول به ثانى رسيده و راى بىنقطه مفتوح به خاى نقطهدار زده دو تختۀ ميان پيوسته باشد و قرآن و كتاب بر آن نهند و به عربى رحل خوانند و به اين معنى با كاف فارسى هم آمده است و اصح آن است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص768) 
با اول مكسور بياى معروف بمعنى رحل كه كتاب و قرآن بر آن نهاده بخوانند 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص650) 
- [بوزن گيرد] رحلى است كه قرآن بر آن نهند [4]. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1034) 
(اسم) گيرخ. ←ه. م. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2379) 
[اسم][فارسی]رحل و دو تختۀ ميان پيوستهاى كه قرآن و كتاب بروى آن گذارند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج4 , ص2872) 
رحل را گويند كه برو كتابها نهند و بخوانند.كسائى گفته: آنكه نداند همى سرود ز ياسين#كيرخ و گلدانش خسروانى بين. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص12) 