bookmark

معنی زوهمند

زوهمند [ zuhmand ] [ zuhamand ]

با ثانى مجهول و سكون‌هاى هوّز بر وزن هوشمند درخت و كشت و زراعت باليدۀ پرزور باشد و به فتح‌هاى هوّز هم آمده است.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص468)
sourceLink

بضم زا و فتح ها و ميم،درخت و كشت باليده.
(
فرهنگ رشیدی
, ص802)
sourceLink

- [بضم زا و سكون واو و نون و فتح هاء و ميم] درخت و كشت باليده باشد يعنى افزوده.
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص660)
sourceLink

بضم زاء و فتح هاء و ميم درخت و كشت باليده را كفته‌اند بجز در فرهنك جهانكيرى و رشيدى نديده‌ام ظنّم اينست كه روهنده بوده يعنى روينده و مصحف كرده‌اند
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص441)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]درخت.و كشتزار.و زراعت باليدۀ پر زور.
(
فرهنگ نفیسی
, ج3 , ص1792)
sourceLink

كشت ماليده.
(
فرهنگ قواس
, ص55)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.