گاورس معروف،جاورس معرب آن. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص1093) 
يكى از حبوبات كه بعربى دخن گويند * [3]. (1)در برهان معنى چرك و ريم جامه و بدن هم دارد و گويد بمعنى موى پيچيده و موى پيچه نيز هست كه موباف زنان باشد. (2)برهان گويد گرداش نيز باين معنى است (3)جلورس. ارزن. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1205) 
(اسم) گياهى است از تيرۀ گندميان و از دستۀ غلات كه نوعى ارزن است ولى دانههاى آن از ارزن درشتتر و پوست آن زبرتر است و آن را بيشتر به كبوتران دهند و در قديم از آن نان نيز تهيه مىكردهاند. جاورس. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2396) 
[اسم][فارسی]دانهاى شبيه بارزن كه بيشتر بكبوتران دهند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج4 , ص2881) 
كال را گويند.نظامى گفته است: چون طبع باشتها شود گرم#گاورس درشت را كند نرم. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص56) 