شولك بضم شين و فتح لام،اسب تيزرو،خواجو گويد: بيت در آورد بر شولك تيز پاى خروشان و جوشان بر آمد ز جاى 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص961) 
با ثانى مجهول بر وزن كوچك اسب جلد و تند و تيز رفتار را گويند و نام مركب اسفنديار هم بوده است و به معنى بادريسه دوك نيز هست و آن چرم يا چوب گردى است كه در گلوى دوك محكم سازند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص590) 
بضم شين و فتح لام اسب تيزرو را كويند نام اسب اسفنديار هم بوده خاجوى كرمانى كفته برآورد پر شولك تير پاى خروشان و جوشان درآمد ز جاى و بمعنى بادريسه دوك نيز كفتهاند 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص520) 
- [به لام. بوزن كوچك] اسب تيز رو باشد . مثالش هماى و همايون گويد: نظم در آورد بر شولك تيز پاى چو درياى آتش در آمد ز جاى 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص868) 
(اسم) اسب جلد و تند و تيز رفتار. اسب تيزرو. ¦¦بادريسۀ دوك. چرم يا چوب گردى است كه در گلوى دوك محكم سازند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص1853) 
[اسم][فارسی]اسب جلد و تند و تيز رفتار.و نام اسب اسفنديار.و باد ريسۀ دوك. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص2098) 
گردۀ دوك. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص184) 