ارغاو [ arqāv ]به فتح اول و سكون ثانى و ثالث به الف كشيده و به واو زده به معنى ارغاب است كه جوى آب و رودخانه باشد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص57) 
- [بفتح همزه و سكون راى مهمله و بعد از راء غين معجمه] جوى آب باشد. كذا فى الادات. حكيم سوزنى گويد: شعر ز عشق دو رخ چون ارغوانت بر دو رخم زهر دو ديده دو ارغاو خون شدست روان و سيف اسفرنگى نيز گويد: شعر آنكه از عشوههاى او ارغاو مىدهد تشنه را فريب سر او 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص91) 
بفتح جوى آب سوزنى كفته ع ز هر دو ديده دو ارغاو خون شد است روان 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص91) 
[اسم][فارسی]ارغاب و جوى آب و رودخانه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص177) 
نيز جوى را گويند.سوزنى گويد: ز عشق دوزخ چون ارغوانت بر دو رخم#ز هردو ديده دو ارغاو خون شدند روان. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص26) 