bookmark

معنی وركاك

وركاك

بالفتح،مرغيست مردارخوار،و در نسخۀ سرورى گويد آنرا شير گنجشك گويند،و بعربى صرد خوانند،فرخى گويد: بيت گر نگيرد بظلش اندر جاى كمتر آيد هماى از وركاك
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص1457)
sourceLink

با كاف بر وزن افلاك مرغى است درنده و آن را شير گنجشك خوانند و بعضى گويند مرغ مردارخوار است.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص935)
sourceLink

بالفتح مرغيست كه آن را شير كنجشك كويند و بعضى مردارخوار را كفته‌اند كه كركس باشد فرخى كفته كر نكيرد بظلّش اندر جاى كمتر آيد هماى از وركاك
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص734)
sourceLink

- [بفتح واو و سكون راى مهمله] در نسخۀ وفائى مرغيست بزرگ و درنده و مردمخوار [1]. مثالش ابو العباس گويد: شعر بجاى مشك نبويند هيچ‌گه سرگين بجاى باد ندارند هيچ‌گه و ركاك و در ادات الفضلاء پرنده‌ايست درنده و او را شير گنجشك نيز گويند.
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1490)
sourceLink

(اسم) مرغى بزرگتر از باز و داراى منقارى راست. صرد. ←كركس.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص3128)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]مرغى درنده از جنس مردارخوار كه بتازى صرد گويند.
(
فرهنگ نفیسی
, ج5 , ص3851)
sourceLink

مرغيست مردارخوار بزرگتر از باز و منقار راست دارد.و ابو العبّاس گفت: بجاى مشك نبويند هيچكس سرگين#بجاى باز ندارند هيچ‍[كس]وركاك.
(
لغت فرس
, ص91)
sourceLink

شير كنجشك:
(
فرهنگ قواس
, ص60)
sourceLink

وركاك في الاصطلاح

وركاك

الصرد(تاج/302)
(
‏اصطلاحات پزشکی
, ص375)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.