bookmark

معنی ورتيج

ورتيج

بالفتح و تاء مكسور و ياى معروف و جيم تازى در آخر،مرغيست شبيه به تيهو،ليكن ازو كوچكتر و بهندى پودنه،و بتازى سلوى گويند،و ورديج بدال نيز آمده،حكيم طرطرى گويد: بيت گشته در چنگل عشق گرفتار دلم همچو ورتيج كه در چنگل باز است اسير
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص1454)
sourceLink

- [بفتح واو و سكون راى مهمله و ياى حطى و كسر تاء] پرنده‌ايست كه او را ولچ گويند. كذا فى المؤيد و بعربى سلوى گويند [1]. مثالش شاعر گويد: شعر گشته در چنگل عشق تو گرفتار دلم همچو ورتيج كه در چنگل بازست اسير و يك قسم از ابريشم زبون را نيز ورتيج گويند * ورديج - بدال - نيز گويند.
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1479)
sourceLink

بفتح اوّل و تاى مكسور و ياى معروف مرغيست شبيه به تيهو ليكن از او كوچكتر بهندى بود نه و بتازى سلوى و ورديج بدال نيز آمده حكيم طرطرى كفته كشته در چنكل عشق تو كرفتار دلم همچو ورتيج كه در چنكل باز است اسير
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص733)
sourceLink

(اسم) ورتج. ورديج. ← بلدرچين.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص3125)
sourceLink

سمانه باشد.زينتى گفت: آيد از باغ بى‌سرود و با رنج#دستك بكراعه مى‌برآرد ورتيج .
(
لغت فرس
, ص23)
sourceLink

نيز نام مرغى است.
(
فرهنگ قواس
, ص60)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.