نيشو بالكسر و ياى مجهول و ضم شين معجمه،نشتر باشد،مرادف نيش،فخرى گويد: بيت شرور و فتنه در اطراف ملكت رمد پيوسته همچون خرز نيشو 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص1437) 
بالفتح و ضم شين،نوعى از آلو كه نيشه و آلوى تبرى نيز گويند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص1438) 
بر وزن نيكو نوعى از اقسام آلو باشد و آن را آلوى طبرى هم مىگويند و به معنى نشتر حجام هم آمده است و عربان مبضع خوانند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص923) 
- [بشين معجمه. بوزن نيرو] يكى از اقسام آلو باشد كه آن را آلوى طبرى و آلوچه و نيشه نيز گويند و بعربى نيشوق (1)عرق مدنى (عربى) و در برهان بمعنى پرنده خوشآوازى چون بلبل نيز هست (ناروه). خوانند. * [1]. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1449) 
بالفتح و ضمّ شين نوعى از آلو كه آن را آلوى تبرى كويند و بمعنى نيشتر حجّام نيز آمده 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص728) 
(اسم) نوعى آلو. نوعى از اقسام آلو. آلو طبرى. نيشه. نيسوق. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
(اسم) نيشتر. نشتر حجام. نيش. نيسو. ¦¦سيخونك. سُك. ¦¦ناى نواختنى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص3084) 
[اسم][فارسی]نوعى از آلو كه آلوى طبرى نيز گويند.و نيشتر.و ناى نواختنى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج5 , ص3801) 
نشتر.ابو العباس گفته است: كه من از جور يكى سفله برادر كه مراست#از بخارا برميدم چو خران از نيشو 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص185) 