bookmark

معنای ماست

ماست

بر وزن راست معروف است كه جغرات باشد و بعضى جغرات چكيده را و بعضى ديگر مايه‌اى كه بر شير زنند ماست گويند و علك رومى را نيز ماست مى‌گويند كه مصطكى باشد و آن صمغى است كه خايند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص840)
sourceLink

(اسم) مادۀ خوراكى از لبنيات به صورت شير لخته شده كه از جوشاندن شير و افزودن مايۀ ماست به آن و نگهداشتن براى چندين ساعت در جاى گرم به دست مىآيد. - گور ماست. ←ه. م.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2548)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]چغرات و شيرى كه بواسطۀ ماستينه بسته شده باشد.و مصطكى.
(
فرهنگ نفیسی
, ج5 , ص3013)
sourceLink

جغرات.سوزنى گويد: ريختند از سر حمدان بتو در چندان ماست#كه بسرفه ز گلوى تو زند بوى پنير
(
فرهنگ قواس
, ص148)
sourceLink

ضرب المثل ماست

خانم رفت عقب دوغ به او ندادند،كنيزش را فرستاد عقب ماست

همانند به خودم ندادى نوكرم را فرستادم به او بده.
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص321)
sourceLink

غريبى گرت ماست پيش آورد دو پيمانه آبست و يك چمچه دوغ

(سعدى)
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص552)
sourceLink

اگر بگويد ماست سياست(سياه است)بايد گفت حق با شماست

در مورد آدم خودخواه و لجوج گويند.
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص77)
sourceLink

تغارش بشكند ماستى بريزد، جهان گردد بكام كاسه ليسان

(
فرهنگ عوام
, ص164)
sourceLink

ماهى و ماست‌؟عزرائيل مى‌گويد باز هم تقصير ماست‌؟

چون خوردن ماست و خوراك ماهى با هم و بطور مخلوط ببرخى معده‌ها سازگار نيست اين مثل از آنجا پيدا شده است.
(
فرهنگ عوام
, ص528)
sourceLink

خوردن ماست و ماهى باهم نشايد.
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص665)
sourceLink

خانه‌ات آمدم دوغم ندادى،پشت‌سرم ماست مى‌فرستى‌؟

شگفتى از محبت پس از بى‌اعتنايى.
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص321)
sourceLink

اگر من بگويم ماست سفيد است او می گويد سياه است

با من ستيز و لجاجى سخت ميورزد. نظير: لو قلت تمره قال جمره.
(
امثال و حکم
, ص229)
sourceLink

خودم آمدم دوغم ندادى،نوكرم را مى‌فرستم ماستش بده

آنچه را كه به خودم ندادى بهترش را به نوكرم بده.
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص347)
sourceLink

تغارى بشكند ماستى بريزد شود دنيا بكام كاسه ليسان

نظير: هائى شد و هوئى شد كل بنوائى رسيد.
(
امثال و حکم
, ص548)
sourceLink

قاشق ندارى ماست بخورى، نانت را كفچه و قاشق كن

به آنچه دارى قناعت و از دراز كردن دست نزد اين و آن دريغ كن.
(
فرهنگ عوام
, ص425)
sourceLink

اگر بگويد ماست سفيد است من مى‌گويم سياه است

در مورد شخص دروغگو گويند.
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص77)
sourceLink

به دهانش ماست مايه كرده‌اند(يا)مايه زده‌اند

به كسى گويند كه حرف نزند و سكوت اختيار كند(مگر به دهانت ماست مايه كرده‌اند؟).
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص169)
sourceLink

ماست را كه خوردى كاسه‌اش را بگذار زير سرت

ماست خواب‌آور است.
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص660)
sourceLink

ماست را كه خوردى كاسه‌اش را زير سر بگذار

چون ماست منوم است به مجرد خوردن آن آدمى ميل بخوابيدن مى‌كند.
(
فرهنگ عوام
, ص522)
sourceLink

از اين ماست كل عباس،چشمم ديد و دلم خواست

وقتى چيزى مورد توجه قرار گيرد گفته مى‌شود همانند از آن آش كل عباس
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص45)
sourceLink

امان از دوغ ليلى ماستش كم بود آبش خيلى

در مورد وعده‌هاى فريبنده ولى بى‌عمل گفته ميشود.مثال:دولت اسبق وعده‌هاى جذابى بملت داد. مخاطب:امان از دوغ ليلى...
(
فرهنگ عوام
, ص65)
sourceLink

وعده يا دعوئى بسيار بزرگ، و وفا يا عملى نهايت ناچيز بود.
(
امثال و حکم
, ص283)
sourceLink

راست بيا راست برو،ماست بخور سرنا بزن

به كسى گويند كه بى‌كار و بى‌اراده اين طرف آن طرف برود و جز خوردن و خفتن كارى نكند.
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص420)
sourceLink

ماستها را كيسه كردن، ماستينه را...

ترسيدن.خود را جمع كردن. تو زدن.همانند:شمشير را غلاف كردن مثال:به مجرديكه نهيبى باو بزنند و تغيرى بكنند او خود فورا ماستها(يا ماستينه)را كيسه ميكند و دست از عمل بد خود ميكشد.
(
فرهنگ عوام
, ص523)
sourceLink

ماستى كه ترش است از تغارش پيداست

رجوع شود به:سالى كه نكوست...
(
فرهنگ عوام
, ص523)
sourceLink

(سالى كه نكوست از بهارش پيداست...)
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص660)
sourceLink

عجب ماستى خريديم،همش دوغ خالى بود

هرچه شد يا نتيجۀ عملى كه كرديم هرچه بود برخلاف انتظار بود. و نيز گويند:عجب كشكى سائيدم كه همش دوغ بتى بود.
(
فرهنگ عوام
, ص404)
sourceLink

مگر ماست به دهانت مايه زده‌اند؟

چرا جواب نمى‌دهى،چرا حرف نمى‌زنى‌؟
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص706)
sourceLink

ماست و دروازه هردو را مى‌بندند

به دو چيز يا دو شخص كه باهم زياد تفاوت دارند گويند.
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص660)
sourceLink

مگر ماست بدهانت مايه زده‌اند؟

كه جواب نميدهى‌؟
(
فرهنگ عوام
, ص577)
sourceLink

ماست و دروازه هر دو مى‌بندند

(...بز و شمشير هر دو در كمر است)در مورد دو چيزى يا دو شخصى كه تناسب معنوى و مصداقى ندارند گفته ميشود چنانكه ماست بسته ميشود دروازه هم بسته ميشود ولى بين اين دو بسته شدن هرچند تناسب لفطى موجود است ولى تناسب مصداقى وجود ندارد.مثال:فلان و فلان هر دو روزنامه نگارند.مخاطب:ماست و دروازه هر دو ميبندند(يعنى تفاوت بين آنها زياد است). همانند:دانۀ فلفل سياه و خال مهرويان سياه،هر دو جانسوزند اما اين كجا و آن كجا؟
(
فرهنگ عوام
, ص522)
sourceLink

ماست به دهانش مايه كرده اند

جواب نمى‌دهد.از گفتن حرف حق دريغ دارد.مثال:مگر ماست بدهانت(يا در دهانت)مايه كرده بودند كه در آن انجمن از گفتن حقيقت واقع دريغ كردى‌؟
(
فرهنگ عوام
, ص522)
sourceLink

ماست نيست كه انگشتش بزنند

اين زن يا دختر در حفظ عصمت و طهارت خويش توانا است و آلت دستبرد مردى واقع نميشود.
(
فرهنگ عوام
, ص523)
sourceLink

حالا كه ماست نشد شيره بده

بكتاب داستانهاى امثال رجوع شود.
(
فرهنگ عوام
, ص207)
sourceLink

حالا كه ماست نشد شير بده.

مقصودى معين ندارد.
(
امثال و حکم
, ج2 , ص687)
sourceLink

وقتى به جاى چيز مورد احتياج خود مجبور به انتخاب چيز موجود ديگرى مى‌شوند گفته مى‌شود.داستان:الكنى به دكان بقالى رفت تا ماست بخرد.زبانش يارى نكرد بگويد ماست،پس از اندكى ترديد گفت: حالا كه م...نشد شير بده.
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص303)
sourceLink

ماست را از كره جدا ميكند

همانند و بمعنى:مو را از ماست ميكشد.
(
فرهنگ عوام
, ص522)
sourceLink

كشك و ماست روى هم كردن

با يكديگر سازش كردن؛عليه ديگرى «ساخت و پاخت كردن».مثال:همگى متفقا كشك و ماستها را روى هم كرده ميخواستند«كلاه بزرگى سر من بگذارند»،ولى خيلى زود متوجه سازش آنها شده«نقش تدبيرشان را بر آب دادم». اين مثل از آنجا پيدا شده است كه كشك سائيده و ماست تقريبا هم رنگ و هم مزه هستند و اگر رويهم ريخته شدند تشخيص آن مشكل است.
(
فرهنگ عوام
, ص454)
sourceLink

عليه ديگرى با هم ساخت‌وپاخت كردن.
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص597)
sourceLink

خانم خاصه،ماست تو كاسه

به چيز نخبه گويند.
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص321)
sourceLink

ماستى نيست كه انگشت بزنى

چيزى نيست كه بتوانى از آن سوء استفاده كنى.
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص660)
sourceLink

سر ماست را هم نمى‌برد

به چاقوى كند گويند.
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص481)
sourceLink

ماست را هم نمى‌برد

اين كارد يا چاقو يا خنجر و شمشير و امثال آن بسيار «كند»است تا درجه‌اى كه حتى ماست را هم نميبرد.
(
فرهنگ عوام
, ص522)
sourceLink

بيكاره است،به درد هيچ كار نمى‌خورد(كنايه از چاقوى بسيار كند)
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص660)
sourceLink

يخ و ماست و كمبوزه

در مورد كودكان بيملاحت گفته مى‌شود.
(
فرهنگ عوام
, ص676)
sourceLink

ماست با طاس

ماست با ظرفش.
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص660)
sourceLink

مگس توى ماست بيفتد كارى نميكند يا مگس در ظرف خوراك بيفتد چيزى نيست ولى دل را چركين مى كند

تهمت ناروائى كه بيكنفر نسبت دهند لكه‌اى بدامن افتخار يا احترام او وارد نمى‌آورد ولى موجب ملالت نفسش مى‌شود-اين پيش آمد امر مهمى نيست ولى روح را افسرده مى‌سازد يا آدمى را بددل ميكند.
(
فرهنگ عوام
, ص578)
sourceLink

امان از دوغ ليلى،ماستش كم و آبش خيلى(يا)ماستش كم بود آبش خيلى

در مورد وعده مهم و بزرگ و عمل و نتيجۀ ناچيز گفته مى‌شود.
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص90)
sourceLink

حساب ماست‌بندان يزد را ميكند حساب ماست‌بندان شيراز است(؟)

(
فرهنگ عوام
, ص212)
sourceLink

به آن نشانى كه خودم آمدم دوغم ندادى،نوكرم مى‌آيد ماستش بده

به تقاضاى كم خودم ترتيب اثر ندادى به تقاضاى بيشتر فرستاده‌ام ترتيب اثر بده.
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص158)
sourceLink

بالا رفتيم دوغ بود،پائين آمديم ماست بود،قصّۀ ما راست بود

در پايان قصه براى كودكان گويند.
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص120)
sourceLink

خودم آمدم دوغم ندادى،نوكرم را ميفرستم ماستش(يا كره‌اش)بده

همانند: يكى را بدهقان ندادند جاى همى گشت و گفتا منم كدخداى.
(
فرهنگ عوام
, ص241)
sourceLink

ماست در اصطلاح

ماست

اللَّبَنُ الخاثِر (لبن زبادى در تداول مصريان - رَوبَة در تداول عراقيان).
(
فرهنگ اصطلاحات روز
, ص110)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.