خاز چرك بدن،و جامه،و سنگ خاز يعنى سنگپا،كه چرك پا بدان دور كنند،بديع سيفى گويد: بيت تو خاز غصه و غم از لباس عيش رهى بآب لطف و بصابون التفات بشوى و نزارى گويد: بيت ز آرزوى پايبوس شهريار داشتم روى دژم چون سنك خاز و نوعى از جامۀ كتان،ابن يمين گويد: بيت ز روى كسوت اگر چند امتيازى نيست وليك اطلس و اكسون توان شناخت زخاز 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص561) 
به سكون زاى نقطهدار نوعى از جامه كتان باشد و آن را مانند متقالى سفته و پشتدار ببافند و سنگ پاشوى را نيز گويند و چرك و ريم و كثافت را نيز گفتهاند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص319) 
نوعى از جامه كتان باشد و چرك بدن و جامه را نيز كويند و سنك خاز يعنى سنك پا كه چرك پا بدان دور كنند بديع يوسفى كفته تو خاز غصه و غم از لباس عيش رهى به آب لطف و ز صابون التفات بشو نزارى قهستانى كفته ز آرزوى پاىبوس شهريار داشتم روى دژم چون سنك خاز و مىتواند شد كه سنك خار باشد كه آن را سنك پا خاره نيز كويند و بمعنى نوعى از جامۀ كتان ابن يمين كفته زروى كسوت اكر چند امتيازى نيست وليك اطلس و اكسون توان شناخت ز خاز 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص329) 
- بمعنى ريم اندام باشد. كذا فى الادات مثالش جامع شرفنامه گويد: بيت بجاى خاز ترا هست عنبر اشهب اگر بود دگران را همى بتن بر خاز* و در فرهنگ بمعنى چرك جامه و بدن كه بتازى وسخ گويند آورده و باين بيت بديع سيفى تمسك نموده: بيت تو خاز غصه و غم از لباس عيش رهى به آب لطف و بصابون التفات بشوى بيت و بمعنى نوعى از جامۀ كتان نيز باشد ابن يمين گويد: ز روى كسوت اگر چند امتيازى نيست وليك اطلس و اكسون توان شناخت ز خاز و ديگر بمعنى سنگپا نيز آورده. نزارى گويد: بيت بودم اندر شوق آن حضرت مثل همچو دنيا دار غرق بحر آز ز آرزوى پاى بوس شهريار داشتم روى دژم چون سنگ خاز و بخاطر مىرسد كه ازين بيت نيز معنى وسخ توان فهميد نه آنكه اضافۀ بيانى باشد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص439) 
(اسم) چرك بدن و جامه. چرك و ريم و كثافت. شوخ. دَنَس. دَرَن. ¦¦سنگ پا. ¦¦نوعى پارچۀ كتانى. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص1062) 
[اسم] [فارسی] نوعى از جامۀ كتان كه مانند متقال سفته و پشت دار بافند. و سنگ پاشوى كه سنگى است سياه و متخلخل. و چرك و ريم و كثافت. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص1309) 
چرك را گويند.خسروى [شوخ را]گفته است: اگر شوخ در جامۀ من بود#چه باشد دلم هست از طمع پاك 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص158) 