bookmark

معنای خاد

خاد [ xād ]

بر وزن باد به معنى خات است كه غليواج باشد و به معنى باز هم آمده است.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص318)
sourceLink

- غليواژ باشد. مثالش ظهير فاريابى گويد: بيت هنر نهفته چو عنقا بماند ز آنكه نماند كسى كه باز شناسد هماى را از خاد و او را زغن و گوشت ربا نيز گويند .
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ص428)
sourceLink

زغن باشد يعنى مرغ گوشت رباى (خجسته گفت:[بيت] درآمد يكى خاد چنگال تيز ربود از كفش گوشت و برد و گريز) و ظهير الدين فاريابى گفت : بيت هنر نهفته چو عنقا بماند ز آنكه نماند كسى كه باز شناسد هماى را از خاد
(
صحاح الفرس
, ص88)
sourceLink

(اِ) خات. غليواژ. زغن. مرغ گوشت‌رباى. پند. چوزه لوا. جوزه لوا. چنگلاهى.
(
لغت نامه دهخدا
, ص1057)
sourceLink

[اسم‏] [فارسی‏] خات و غليواج. و باز.
(
فرهنگ نفیسی
, ج2 , ص1307)
sourceLink

نام مرغ گوشت‌ربايست.فرّخى گفت: تا نبود چون هماى فرّخ كرگس#همچو نباشد بشبه باز خشين پند. و جلاّب بخارى گويد: چون پند فرومايه سوى جوژه گرايد#شاهين ستنبه بتذروان كند آهنگ.
(
لغت فرس
, ص40)
sourceLink

نيز غليواژ را گويند.خجسته گفته است: درآمد يكى خاد چنگال تيز#ربود از كفش گوشت و برد و دلير
(
فرهنگ قواس
, ص59)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.