كندآور با واو بر وزن و معنى كنداگر است كه حكيم و دانا و مبارز و پهلوان باشد و به معنى سپهسالار هم به نظر آمده است و به معنى پهلوان و سپهسالار با كاف فارسى هم گفتهاند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص750) 
- [بضم كاف و سكون نون و فتح واو] دلير و شجاع و فيلسوف و دانا باشد. بمعنى اول شيخ سعدى فرمايد: (1)كوزل باين معنى در ميان تركزبانان نواحى و اطراف قزوين متداولست. (2)در برهان تره و گندنا و نام قصبهاى از مضافات شيراز (صحيح بلوكى ميان خمسه و دورستان و قشقائى بفارس - حاشيۀ برهان) نيز هست. (3)تلخ مزه است و در داروها بكار رود. (از برهان). (4)در برهان كشكرغ آمده است و كشكر را ندارد. بيت نه شمشير كنداوران كند بود كه كينآورى ز اختر تند بود و در نسخۀ وفائى - بكاف فارسى [1] - آمده. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1049) 
[اسم][فارسی]حكيم و دانا.و پهلوان و دلير و جنگجوى دلاور و مبارز.و سپه سالار و كنداگر. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج4 , ص2846) 
مرد مردانه و دلاور و دانا را گويند. فردوسى گفته است: همان ياره و تاج و انگشترى#همان طوق و هم تخت و كنداورى 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص169) 
كنداور (صفت مرکب ، اسم مرکب) كندآور. حكيم و دانا. ¦¦مبارز و پهلوان. شجاع و دلير. جنگجو دلاور. مرد مردانه. مرد سپاهى. ¦¦سپهسالار. گندآور. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2341) 