غالوك بضم لام،مهرۀ كلان غلوله،و بعضى بجاى لام باى تازى گفتهاند، خسروى گويد: بيت كمان گروهۀ زرين شده بچرخ هلال ستارگان همه غالوكهاى سيم اندود 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص995) 
با لام به واو كشيده و به كاف زده گلوله و مهرۀ كمان كروهه را گويند خواه از سنگ باشد و خواه از گل ساخته باشند و كمان كروهه را نيز گفتهاند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص628) 
بضم لام كل مهره كمان غلوله و بجاى لام باى تازى هم كفتهاند خسرو دهلوى كفته كمان كرويه زرّين شد بچرخ هلال ستاركان همه غالوكهاى سيم اندود در جهانكيرى و رشيدى و برهانها غالوك نوشتهاند كه بمعنى غلوله يعنى كلوله كمان باشد ظن غالت فقير آنست كه در اصل غالول بوده لام با كاف اشتباه و اقتباس يافته غالول و غلوله يك معنى دارد حكيم فردوسى كفته كه افكند نخجير در باغ و راغ كهى زد بغالول در ميغ باغ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص528) 
مهرۀ كمان گروهه باشد .خسروى گفت: بيت كمان گروهۀ زرين شده محاقى ماه ستاره يكسر[ه]غالوكهاى سيم اندود 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص183) 
(اسم) مهرۀ كمانگروه. جلاهق. جله. بندق. بندقه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2040) 
[اسم][فارسی]گلولۀ كمان- گروهه خواه از گل باشد و يا از سنگ.و كمان گروهه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج4 , ص2446) 
هرچه آن چون مهره گرد كنى غالوك و ژواله خوانند،و مهرۀ گروهه را غالوك خوانند.خسروانى گفت: كمان گروهۀ زرّين شده محاقى ماه #ستاره جمله چو غالوكهاى سيماندود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص104) 
گروهه كمان را گويند.خسروانى گويد: كمان گروهه زرين شده محاقى ماه #ستاره يكسره غالوكهاى سيم اندود اسدى طوسى نيز گفته است: گه افكند نخچير بر دشت و راغ#گهى زد بغالوك در ميغ ماغ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص172) 
غالوك و غابوك - [اول بضم لام و دوم بضم باى تازى] مهرۀ كمان گروهه باشد [1]. مثالش استاد خسروى گويد: شعر كمان گروهۀ زرين شده بچرخ هلال ستارگان همه غالوكهاى سيم اندود 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص931) 