bookmark

معنای تفشيله

تفشيله

بر وزن غربيله به معنى تفشله است كه قليۀ باز گوشت و تخم مرغ و زردك و عسل باشد و بعضى گندم و مويز و گردكان و گشنيز هم داخل كرده‌اند و عدس سبز پخته را نيز گويند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص244)
sourceLink

طعامى باشد كه از گوشت و گندنا و گوز و مغز و خايه و انگبين سازند.منجيك گفت: بيت عمر اى نابكار چون غلبه مردى از آرزوى تفشيله
(
صحاح الفرس
, ص270)
sourceLink

(اسم) طفشيل. غذايى كه از گوشت و گندنا و گوز مغز و تخممرغ و گشنيز و عسل مىپختهاند. ¦¦در كتب طبى، آشى كه از سركه و عدس پزند براى دفع خمار. ¦¦عدس سبز پخته.
(
لغت نامه دهخدا
, ص760)
sourceLink

[اسم‏] [فارسی‏] تفشله و تفشيره.
(
فرهنگ نفیسی
, ج2 , ص926)
sourceLink

تفشيله

گوشت و گندم و جوز و مغز و بيضه يكجا كنند،بديگ بپزند.منجيك گفته است: عمرت اى نابكار چون غلبه #روى چونانك خورده تفشيله
(
فرهنگ قواس
, ص145)
sourceLink

تفشيله و تفشله

قليۀ گوشت و تخم مرغ و انگبين كه گشنيز و گندنا در ان كنند، و در كتب طبى آشى كه از سركه و عدس پزند براى دفع خمار،طفشيل معرب آن،فخرى گويد: بيت سالكان مسالك تحقيق فارغند از شراب و تفشيله
(
فرهنگ رشیدی
, ص435)
sourceLink

تفشله و تفشيله

قليۀ باشد كه از كوشت و تخم‌مرغ و زردك و عسل پزند شمس فخرى كفته شعر سالكان مسالك تحقيق فارغند از شراب و تفشيله و كفته‌اند آشى‌ست از سركه و عدس براى رفع خمار
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص271)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.