bookmark

معنی تدرو

تدرو

بفتح اول و ثانى بواو كشيده نام مرغى است صحرائى شبيه بخروس در نهايت خوش‌روشى و خوش‌رفتارى و آن را تذرو نيز كويند و معرب آن تدرج است و به تذرو معروف است كويند با درخت سرو رغبتى دارد شيخ نظامى كفته شعر چنكل دراج بخون تذرو سلسله‌ها ريخته در پاى سرو شعر نشيمن كرد شهبازى به سروى كه صيد خود كند رعنا تذروى اسدى كفته كه جفتى كبونر چو رنكين تذرو بديوار باغ آمد از شاخ سرو نر و ماده كاوان ابر يكديكر بكشى كرشمه كن و جلوه‌كر فروهشته پر كردن افراخته چو نائى دم اندر كلو ساخته و آن را بدرى تورنك كويند
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص260)
sourceLink

(اسم) ←تذرو.
(
لغت نامه دهخدا
, ص714)
sourceLink

نيز تدرو است.
(
فرهنگ قواس
, ص62)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.