bookmark

معنی پيلسته

پيلسته

يعنى استخوان پيل كه عبارت از عاج باشد،و پيلستگين آنچه از عاج سازند،اما در اشعار قدما كه شاهد اينمعنى آورده‌اند،بيلسته است بباى تازى،بمعنى گلى از گلها،چنانكه گذشت‌؟.
(
فرهنگ رشیدی
, ص388)
sourceLink

بر وزن بيدسته رخساره و روى را گويند و به معنى ساعد دست هم هست و انگشت دست را نيز گفته‌اند و به معنى عاج هم به نظر آمده است كه استخوان دندان فيل باشد.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص222)
sourceLink

- [بياى حطى و سين مهمله و تاى قرشت بوزن بنشسته] رخساره باشد و آن را ديم و ديمه نيز گويند. و در اكثر نسخ باين معنى بنظر رسيده و در انيس العاشقين مسطورست كه شعراى قديم ساعد را پيلسته گويند. مثالش عنصرى فرمايد: بيت چو بر روى ساعد نهد سر بخواب سمن را ز پيلسته سازد ستون و از اكثر السنۀ مستعدان (؟) بمعنى انگشت مسموع شده و اين بيت حكيم اسدى مؤيد اين قولست كه شعر ز پيلسته سنبل همى دسته كرد بدر باز پيلسته را خسته كرد اما بعد از تتبع بسيار در يكى از كتب معتبر بمعنى عاج بنظر رسيده و برين قول اعتماد تمام هست و دو بيت مذكور باين معنى انسب و اليقست .
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ص272)
sourceLink

بر وزن بيدسته رخساره و روى را كويند بمعنى ساعد و انكشت نيز آورده‌اند و بمعنى عاج هم نوشته‌اند و اصل همين است بواسطۀ سفيدى دست و ساعد خوبان را بدان تشبيه كرده‌اند و سابقا در باى عربى نكاشته شد ولى اصحّ بباى فارسى است و مركب است از پيل و استه كه بمعنى استخوان است و استخوان پيل عاج است كه به سپيدى معروف كرديده است و ساعد و انكشتان خوبان را براى سپيدى بآن تشبيه كرده‌اند استاد عنصرى كفته شعر چو بر روى ساعد نهد سر بخواب سمن را ز پيلسته سازد ستون
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص246)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]روى و رخسار و چهره.و ساعد.و انگشت.و تيماج و چرم بز.و يك قسم بوى خوشى كه از مراكش مى‌آورند. و (اسم)(فارسی) عاج.
(
فرهنگ نفیسی
, ص764)
sourceLink

(اسم مرکب) (از: پيل +- استه مخفف استخوان). استخوان فيل. دندان فيل. عاج. عاج كه استخوان دندان فيل باشد. ¦¦انگشت دست. انگشتان دست. اصابع. ¦¦ساعد دست. ¦¦رخساره. رخ. روى.
(
لغت نامه دهخدا
, ص656)
sourceLink

رخسار است.اسدى طوسى گفته است: بفندق دو گلنار كرده فگار #بدر از دو پيلسته شويان نگار
(
فرهنگ قواس
, ص80)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.