bookmark

معنی فراويز

فراويز

سنجاف جامه،و فرويز نيز آمده
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص1026)
sourceLink

به فتح اول و كسر واو سجاف جامه و غير آن باشد.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص651)
sourceLink

سجاف باشد [4]. مثالش خاقانى گويد: شعر (1)يعنى: حافظ. (2)در برهان معانى: پهن شده و پخش گرديده و بعد ازين و عقب و پس و زمان و فرود و بلند و بلندى و امر ببلند شدن و بالا رفتن و اسم فاعل آن يعنى بلند شونده و بالا رونده و سركش اعم از اسب و مردم و آلت تناسل و معنى وصل و زياده و زايده و درآمدن و فرارفتن نيز دارد. (3)يعنى: خلاق المعانى. (4)فريز نيز باين معنى است. اين فرآويزى و آن بازافكنى خواهد زمن من ز جيب آسمان يك شانه دان آورده‌ام
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص966)
sourceLink

بمعنى سجاف جامه است و فرويز بحذف الف نيز آمده
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص540)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]سجاف و حاشيه. و سجاف جامه.و طراز جامه.و ريشه.و هر زينتى كه بر دور و گرداگرد جامه نهند.و هر چيز گسترده شده مانند فرش و خالى.
(
فرهنگ نفیسی
, ج4 , ص2533)
sourceLink

(اسم) سجاف جامه و غير آن. وژنگ. لبه. حاشيه. سجاف. فرويز.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2099)
sourceLink

پيوند بود.فردوسى گفته است: بدو گفت من خويش گر سيوزم#كه از مام وز باب با پروزم فراويز را خاقانى گفته است: آن فراويزى و آن بازافكنى خواهد زمن#من ز جيب آسمان يك شانه‌دان آورده‌ام
(
فرهنگ قواس
, ص157)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.