bookmark

معنای غژب

غژب

بالضم،دانۀ انگور،فخرى گويد: بيت از دست مير شيخ سحاب ار نمى‌بود لعل و عقيق رويد از رز بجاى غژب و مثال ديگر در لغت تكس گذشت،و بعضى بجاى باى موحده ميم نيز خوانده‌اند.
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص1004)
sourceLink

به ضم اول و سكون ثانى و باى ابجد دانۀ انگورى را گويند كه از خوشه جدا افتاده باشد و شيره و تخم در ميانش باشد يعنى تازه بود و خشك نشده باشد و استخوان انگور را نيز گويند و به معنى خوشۀ خرما هم به نظر آمده است و به معنى خشم و قهر نيز هست.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص634)
sourceLink

- [بضم غين و سكون زاى فارسى] دانۀ انگور باشد. مثالش هم او گويد [3]: بيت از دست مير شيخ سحاب ار نمى‌برد لعل و عقيق رويد از رز بجاى غژب (1)برهان ندارد. (2)در برهان بمعنى بازپس‌افتاده و درمانده و سقط و خراب شده و از كار افتاده نيز هست. (3)يعنى: شمس فخرى. و كلمه در برهان معنى استخوان انگور و خوشۀ خرما و قهر و خشم و غضب نيز دارد.
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص921)
sourceLink

بضم دانه انكور فخرى كفته از دست مير شيخ سحاب ار نمى‌برد لعل و عقيق رويد از ز بجاى غژب حكيم اسدى كفته تو كفتى سيه غژب پاشنك بود و يا در دل شب شباهنك بود
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص531)
sourceLink

دانۀ انگور بود .ابو العلاء شوشترى گفت: نظم بيار آنكه گواهى دهد ز جام كه من چهار گوهرم اندر چهار جاى مدام ز مرد اندر تا كم عقيقم اندر غژب سهيلم اندر خم آفتابم اندر جام
(
صحاح الفرس
, ص39)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]دانۀ انگور تر و تازه كه از خوشه افتد.و هستۀ انگور.و خوشۀ خرما.و سر پستان گاو.و قهر و خشم.
(
فرهنگ نفیسی
, ج4 , ص2469)
sourceLink

(اسم) دانۀ انگورى كه از خوشه جدا شده باشد. ¦¦استخوان انگور. تكس تخم انگور. ¦¦خشم و قهر. غژم.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2055)
sourceLink

خوشۀ انگور است. ابو العلاءشوشترى گفته است: بيار زانكه گواهى دهد ز جام كه من چهار گوهرم اندر چهار جاى تمام. زمرّد اندر تا كم عقيقم اندر غژب سهيلم اندر خم آفتابم اندر جام.
(
فرهنگ قواس
, ص50)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.