شنگله بفتح شين و ضم كاف فارسى،ريشۀ دامن جامه و غيره،و دانۀ انگور و جز آن،و در فرهنگ بمعنى خوشه گفته،ناصر خسرو گويد: بيت درخت خرما صد خار خشك دارد و زشت اگر دو شنگله خرماى خوبتر دارد 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص956) 
به فتح اول و ثالث و لام مطلق خوشه را گويند اعم از خوشۀ خرما و انگور و گندم و جو و به معنى ريشه باشد از ابريشم و غيره كه بر سر دستار و روپاك و امثال آن دوزند و جامۀ ملوث زنان و جاى ناپاك و اصطبل را نيز گويند كه آخور باشد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص586) 
- [بوزن انگله] ريشۀ دامن جامه و غيره و بمعنى دانۀ انگور و خرما نيز آمده در نسخۀ ميرزا. مثال معنى اخير ناصر خسرو گويد: بيت درخت خرما صد خار زشت دارد و خشك اگر دو شنگله خرماى خوب تر دارد و در فرهنگ بمعنى خوشه آمده . 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص896) 
(اسم) شنكله. مطلق خوشه، اعم از خوشۀ خرما و انگور و گندم و جو. زنگله. چلازه. ¦¦ريشهاى از ابريشم و غيره كه بر سر دستار و روپاك و امثال آن دوزند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص1845) 
ريش 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص150) 