bookmark

معنای شوب

شوب

بوزن خوب،دستار كه شبوب و شكوب نيز گفته‌اند،سوزنى گويد: بيت سر برهنه كه تا نهد بسرم شوب در بستۀ چو خرمن خويش
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص959)
sourceLink

به ضم اول و سكون ثانى مجهول و باى ابجد دستار و منديل را گويند و به فتح اول در عربى به معنى درهم آميختن و داخل شدن در يكديگر باشد و انگبين و عسل را نيز گويند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص588)
sourceLink

(اسم) دستار. منديل. عمامه. ¦¦
(صفت فاعلی) شوينده. ←ه. م.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص1847)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]دستار و منديل.و دستمال و رومال. ¦¦
[صفت‏][فارسی‏]شوينده.
(
فرهنگ نفیسی
, ج3 , ص2092)
sourceLink

دستار را گويند سوزنى گويد: سر برهنه كه تا نهد بر سر #شوب سربستۀ چو خرمن خويش
(
فرهنگ قواس
, ص149)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.